تبليغاتX
سلام بر امام مهدی عج
مروری بر سی دی امام مهدی عج

دوستان منتظر سلام

آنچه در این وبلاگ درج می گردد

" مروری بر سی دی امام مهدی عج "

خواهد بود

این سی دی در نرم افزاری کوثر به فروش می رسد

www.nkqom.ir

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 17:58  توسط ddddd12  | 

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 8:41  توسط ddddd12  | 

خراساني ها(ايراني ها)

* حديث شماره : 1038 *
* عفان بصرى ، از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه گفت به من فرمود : آيا مي دانى چرا ( شهر قم ) ، قم ، ناميده شده است ؟ عرض كردم : خدا ورسول او و شما ، داناتريد ، فرمود : قم ناميده شده ، زيرا اهل آن با حضرت قائم عليه السلام اجتماع كرده وهمراه آنحضرت قيام نموده و در كنار او استقامت بخرج داده وياريش خواهند نمود .

* حديث شماره : 1039 *
* حسن بن محمد بن حسن قمى ، صاحب كتاب تاريخ قم به اسانيد خود از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه فرمود : شهر كوفه از مؤمنين تهى خواهد شد وعلم از آنجا هجرت كرده وبه جاى ديگر پناه مى برد مانند مار كه به لانه خود مى خزد . سپس در شهرى بنام ، قم ، ظاهر شده كه آن شهر معدن علم وفضل مى گردد ، تا آنجا كه ديگر در زمين كسى كه در دين خود ضعيف ونادان باقى بماند يافت نخواهد شد ، حتى نو عروسان ، آنزمان نزديك قيام قائم ما خواهد بود .
خداوند قم واهل آنرا از كسانى قرار دهد كه همراه حضرت حجت ( عليه السلام ) قيام مى نمايند . واگر اينگونه ( شهر قم مركزيت علم وفضل در آن ) نباشد ، زمين ساكنان خود را در خود فرو خواهد برد ، وديگر در زمين حجتى باقى نخواهد ماند . آنگاه علم از آنجا ( از قم ) به سائر شهرها در شرق وغرب عالم پخش شده وحجت بر مردم جهان تمام مى گردد ، تا آنجا كه در زمين كسى نخواهد ماند كه نداى علم ودين به گوش او نرسيده باشد ، سپس حضرت قائم ( عليه السلام ) ظاهر شده وموجب انتقام گرفتن وخشم خداوند بر مردم مى گردد ، زيرا خداوند از مردم انتقام نخواهد گرفت مگر پس از آنكه آنها حضرت حجت ( عليه السلام را ) انكار كنند .

* حديث شماره : 1041 *
* على بن نعمان ، از ابو الاكراء علي بن ميمون صائغ ، از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : خداوند به شهر ، كوفه ، بر سائر شهرها وبه مؤمنين آن بر مؤمنين سائر شهرها ، احتجاج نموده ، وبه شهر قم بر سائر شهرها وبه اهل آن بر جميع اهل مشرق ومغرب از جن وانس ، احتجاج مى نمايد ، خداوند ، قم ، واهل آنرا مانند اشخاص ضعيف در دين ، ترك نكرده بلكه آنها را توفيق داده و تائيد نموده است سپس فرمود : دين ومردم ، در قم ، خوار و ضعيف خواهند بود واگر اين گونه نباشد ، مردم از همه جا به آن روى آورده آن شهر ( قم ) خراب شده واهل آن تباه گشته واز آن پس ، قم ، بر سائر شهرها حجت نخواهد بود ، ودر صورتى ( كه قم به ويرانى كشيده شود ) ديگر آسمان وزمين ثبات نداشته واز هم خواهند پاشيد ، ولحظه اى مهلت داده نخواهند شد . براستى بلاها از ، قم ، واهل آن دفع شده ، وزمانى خواهد آمد كه شهر ، قم ، واهل آن حجت بر جهانيان خواهد بود ، واين امر در زمان غيبت قائم ما تا زمان ظهورش خواهد بود . واگر چنين نباشد . زمين اهل خود را در كام خود فرو خواهد برد وهيچ ظالم وستمگرى نمى تواند قصد ناروايى نسبت به ، قم داشته باشد ، چه اينكه خداوند كه بر كنندهء ريشهء ستمگران است ، او را ريشه كن خواهد ساخت . وبه گونه اى با بلا ومصيبت يا بوسيله دشمنى او را از سوء قصد به ، قم ، منصرف خواهد نمود ، وخداوند ياد قم واهل آنرا از صفحهء ذهن وحافظهء ستمگران در زمان قدرت ودولتشان ، محو نموده ، همچنانكه ياد خود را از آنان سلب كرده است .

* حديث شماره : 242 *
* ابو هريره از رسول الله صلى الله عليه وآله روايت مىكند كه حضرت فرمود : اگر دين در ستارهء ثريا باشد مردانى از فارس بسوى آن رفته و به آن دست مي يابند .

* حديث شماره : 251 *
* ابى قلابه ، از ثوبان نقل كرده و آنرا به پيامبر ( ص ) نسبت نداده است ، در آن آمده است : هر گاه ديديد پرچمهاى سياه از سمت خراسان ظاهر شده نزد آنها رفته هر چند از روى يخ بگذريد . خليفة الله ، حضرت مهدى ( عليه السلام ) ميان آنان مي باشد .

* حديث شماره : 623 *
* از علي عليه السلام : پرچمهاى سياهى براى جنگ با سفيانى قيام كرده كه در ميان آنها جوانى از بنى هاشم بوده كه در كتف چپ او خالى نمايان مى باشد وجلودار آن پرچمها مردى از ، بنى تميم ، بوده كه شعيب بن صالح ناميده شده وسپاه سفيانى را فرارى مى دهند

* حديث شماره : 255 *
* مسلم بن يسار ، از سعيد بن مسيب ، از رسول الله صلى الله عليه وآله روايت مي كند كه حضرت فرمود : پرچمهاى سياهى از بنى عباس ، از مشرق خروج خواهد كرد وتا زمانى كه خدا بخواهد حكومت خواهند نمود ، سپس پرچمهاى كوچكى به رنگ سياه نيز از مشرق ظاهر مىشوند كه با مردى از فرزندان ابو سفيان و ياران او مي جنگند ، و به اطاعت حضرت مهدى عليه السلام در مى آيند .

* حديث شماره : 570 *
* ابراهيم بن عبيد الله بن علاء ، از پدرش از امام صادق عليه السلام وآن حضرت از علي عليه السلام نقل كرده كه فرمود : خداوند زمين را از ستمگران پاك نخواهد كرد تا آنكه خون حرامى ريخته شود ، سپس حضرت برنامه بنى اميه وبنى عباس را در حديثى طولانى ذكر كرده ، سپس فرمود : زمانيكه شخصى از ما در خراسان قيام كرده وبر سرزمين ، كوفان وملتان غلبه نمود واز جزيرهء بنى كاوان گذشت ونيز شخصى ديگر از ما در جيلان قيام كرده و قبائل ، آبر و ديلمان به او بپيوندند ، و براى يارى فرزند من ( مهدى ) پرچمهاى ترك بطور پراكنده در گوشه وكنار جهان در ميان كم وبيش مشكلات به اهتزاز در آمد وزمانى كه بصره خراب شده و رئيس امارت و حكومت در مصر قيام كند ، سپس حضرت حكايتى طولانى را ذكر كرد ، و فرمود : زمانيكه هزاران نفر تجهيز شده و صفها كشيده شد وشخص بزرگتر ، شخص كوچكتر را بكشد آنگاه شخص ديگرى قيام كند و انقلاب نمايد و كافر هلاك شود ، سپس قائم منتظر وامام نهان و ناشناخته كه صاحب فضل و شرف بوده قيام مىنمايد و او از فرزندان توست اى حسين ، در حاليكه هيچ فرزندى مانند او نخواهد بود ، در بين ركنين ( بين ركن ومقام در مكه ) با دو لباس كهنه قيام كرده و بر جن و انس غلبه مىنمايد و [ انتقام از ] دو خون را در زمين ترك نخواهد كرد خوشا به حال كسى كه زمان او را درك كرده و شاهد دوران آن حضرت باشد .

* حديث شماره : 620 *
* از علي عليه السلام نقل است كه فرمود : زمانيكه پرچمهاى سياه كه در بين آنها شعيب بن صالح مىباشد بر عليه سفيانى برافراشته گردد آن زمان است كه مردم آرزوى حضرت مهدى عليه السلام را داشته و او را مىخوانند ، آنگاه حضرت از مكه با پرچم رسول الله صلى الله عليه و آله قيام كرده و دو ركعت نماز مىگذارد در حاليكه مردم از قيام آن حضرت بخاطر طول زمان و شدت بلايا و گرفتاريها نااميد گشته اند وپس از آنكه از نماز فارغ شد مىفرمايد ، اى مردم بلا وگرفتاريها ، امت حضرت محمد صلى الله عليه و آله را بطور عموم و اهل بيت او را بطور خصوص فرا گرفته است .

* حديث شماره : 621 *
* از علي عليه السلام كه فرمود : زمانيكه سپاه سفيانى بطرف كوفه حركت مى كند ، بدنبال اهل خراسان براى جنگ فرستاده ولى اهل خراسان براى يارى وطلب حضرت مهدى عليه السلام با پرچمهاى سياه قيام كرده وبفرماندهى شعيب بن صالح با سپاه سفيانى در محل اصطخر ( مسجد سليمان ) روبرو شده وجنگ بزرگى اتفاق مى افتد كه خراسانيها پيروز شده وسپاه سفيانى فرار مى كند ، آنوقت استكه مردم آرزوى حضرت مهدى عليه السلام را كرده واو را طلب مى نمايند .

* حديث شماره : 622 *
* از علي عليه السلام : سفيانى بر شام چيره شده ، آنگاه بين آنها جنگى در مى گيرد در محلى بنام ، قرقيسيا ، چنانكه پرندهاى آسمان ودرندگان زمين از گوشت مردارهاى آنها سير مى گردند . سپس شكافى در پشت سپاه واقع شده پس گروهى از آنها وارد خراسان گشته وسپاه سفيانى بدنبال آنها وارد كوفه شده وشيعيان آل محمد ( صلى الله عليه وآله ) مى كشند . سپس اهل خراسان براى يارى وطلب حضرت مهدى عليه السلام قيام مى نمايد .

* حديث شماره : 720 *
* حذلم بن بشير روايت كرده و مي گويد : به امام زين العابدين عليه السلام عرض كردم : كه خروج حضرت مهدى عليه السلام را برايم تعريف نما ، حضرت فرمود : قبل از قيام آن حضرت شخصى خروج خواهد كرد بنام عوف السلمى در سرزمين جزيره ( حجاز ) و منزلش در ، بكريت ، بوده ودر مسجد دمشق كشته خواهد شد . بعد از آن شعيب بن صالح از سمرقند خروج كرده وبعد از آن سفيانى ملعون از وادى ، يابس ، از فرزندان عتبه بن ابى سفيان ، خروج خواهد كرد . هنگاميكه سفيانى خروج كند حضرت مهدى عليه السلام مخفى مي گردد .

249 - " يخرج ناس من المشرق ، فيوطئون للمهدي "
* حديث شماره : 249 *
* عبد الله بن حارث بن جزء زبيدى ، از رسول الله صلى الله عليه وآله روايت كرده كه فرمود : گروهى از مشرق خروج خواهند كرد كه خود را براى حضرت مهدى عليه السلام آماده مي سازند .

* حديث شماره : 250 *
* ابو نعيم ، از ثوبان ، از رسول الله صلى الله عليه وآله نقل كرده است كه فرمود : پرچمهاى سياهى از سمت مشرق پديدار خواهند شد كه دارندگان آنها دلهايى سخت تر و محكمتر از آهن دارند و هر كسى خبر آنها را بشنود بايد بسوى آنها رفته وبا ايشان بيعت نمايد هر چند از روى يخ بگذرد .

* حديث شماره : 796 *

 معمر بن يحيى بن سام ، از ابو خالد كابلى ، از امام باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : گويا مى بينم گروهى از مشرق قيام كرده وحق را مطالبه مىنمايند وبه آنها نمىدهند . دو باره آنرا مطالبه كرده وبه آنها داده نمىشود وزمانى كه مي بينند با آنان چنين رفتار مى شود شمشيرهاى خود را بر دوش گرفته آماده مبارزه مي شوند آنگاه حق را به آنها داده ، ولى ديگر قبول نكرده وقيام مي نمايند . وشمشيرهاى خود را جز به صاحب شما ( حضرت صاحب الزمان عليه السلام ) تحويل نخواهند داد ، كشته هاى آنان شهيد مى باشند . اما من چنانچه در آن زمان باشم ، خود را براى حضرت صاحب الامر ( عليه السلام ) نگه خواهم داشت ( يعنى همراه آنان قيام نخواهم كرد ) .
796 - المصادر :
* : النعماني : ص 273 ب 14 ح 50

* حديث شماره : 621 *
* از علي عليه السلام كه فرمود : زمانيكه سپاه سفيانى بطرف كوفه حركت مى كند ، بدنبال اهل خراسان براى جنگ فرستاده ولى اهل خراسان براى يارى وطلب حضرت مهدى عليه السلام با پرچمهاى سياه قيام كرده وبفرماندهى شعيب بن صالح با سپاه سفيانى در محل اصطخر ( مسجد سليمان ) روبرو شده وجنگ بزرگى اتفاق مى افتد كه خراسانيها پيروز شده وسپاه سفيانى فرار مى كند ، آنوقت است كه مردم آرزوى حضرت مهدى عليه السلام را كرده واو را طلب مى نمايند .

* حديث شماره : 798 *

 سعيد ابو عثمان ، از جابر ، از امام باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : جوانى از بنى هاشم كه در كف دست راست او خالى می باشد همراه با برچم هاى سياه از خراسان قيام كرده وقبل از او ، شعيب بن صالح ، قيام خواهد كرد . با ياران سفيانى مى جنگد وآنها را شكست می دهد .
798 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 84 - حدثنا سعيد أبو عثمان ، عن جابر ، عن أبي جعفر قال : -
* : عقد الدرر : ص 128 ب 5 - عن ابن حماد .
* : عرف السيوطي ، الحاوي : ج 2 ص 68 - عن ابن حماد ، وفيه ( . . بكفه اليمين ) .
* : برهان المتقي : ص 151 ب 7 ح 20 - عن ابن حماد .
* : ملاحم ابن طاووس : ص 53 ب 97 - عن ابن حماد ، وفيه ( . . ويأتي من خراسان )

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 10:8  توسط ddddd12  | 

 

نشانه ها درسال ظهور = 01

* حديث شماره : 576 *
* از علي عليه السلام منقول است كه فرمود : زمانيكه خدا بخواهد آل محمد ( صلى الله عليه وآله ) را ظاهر نمايد ، جنگ از ماه صفر تا ماه صفر آينده شروع گشته واين ابتداى خروج حضرت مهدى عليه السلام خواهد بود . ابن عباس گفت : اى اميرالمؤمنين ، حوادثى كه دال بر ظهورآن حضرت باشد چقدر نزديك خواهد بود ؟ چشمان علي عليه السلام پر از اشك شد و فرمود : زمانيكه شكافى در سد فرات افتاده و آب به كوچه هاى كوفه برسد ، آنگاه است كه شيعيان ما بايد آماده ديدار حضرت قائم عليه السلام باشند .
* حديث شماره : 734 *
* على بن أبو حمزه از پدرش و وهيب از ابوبصير و او از امام باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : قيام حضرت مهدى عليه السلام در سال ، فرد خواهد بود ، نه - يك ، سه - پنج - و فرمود : پس از آنكه بنى اميه اختلاف پيدا كرده و سلطنت از دستشان رفت وبنى عباس به حكومت رسيدند آنها نيز حكومت كرده ، و سلطنت آنها در خوشى و رفاه خواهد بود تا آنكه اختلاف كرده و حكومت از دستشان برود . و اهل مشرق ومغرب با يكديگر اختلاف نموده وهمچنين اهل قبله ( مسلمانان ) ووحشت و سختى عجيبى مردم را در بر بگيرد وهمينگونه خواهد بود ، تا آنكه منادى از آسمان ندا دهد كه ناله ها برخواهد خواست ، پس بخدا سوگند گويا مىبينم ( حضرت مهدى عليه السلام ) با مردم در مورد امر جديد وكتاب جديد وسلطنت جديد از آسمان ، بيعت كرده ودر هيچ كجا پرچم او شكست نخواهد خورد تا آنكه از دنيا برود .
* حديث شماره : 1053 *
* حسن بن محبوب ، از على بن حمزه ، از أبو بصير ، از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : حضرت قائم عليه السلام قيام نخواهد كرد مگر در سال هاى فرد ، سال يك يا سه يا پنج يا هفت يا نه .
* حديث شماره : 1055 *
* علي بن أبي حمزه ، از ابو بصير ، از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه فرمود : مدتى پيش از قيام حضرت قائم ( عليه السلام ) سالى خواهد بود كه ميوه ها وخرماها در اثر بارندگى زياد ، بر درختان فاسد مي گردند ، بنابراين در آن هنگام در قيام آنحضرت ترديد نكنيد .
* حديث شماره : 1464 *
* على بن ابو حمزة ، از ابو بصير واو از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : قبل از ظهور قائم ( ع ) قطعا سالى خواهد آمد كه مردم در آن سال ، دچار قحطى نشده واز نگرانى مردن به شدت بيمناك خواهند شد ، واموال ودارايى وجانها ومحصولات آنها دستخوش كاستى خواهد شد واين معنا در كتاب الهى بيان شده است ، وسپس اين آيهء شريفه را تلاوت فرمود : " وشما را بوسيلهء بيم وگرسنگى وكاستى در دارايى وجانها ومحصولات ، مى آزماييم وشكيبايان را مژده بده " .
* حديث شماره : 574 *
* از على بن محمد بن أعلم ازدى ، از پدرش ، از جدش نقل كرده كه گفت : علي عليه السلام فرمود : قبل از قيام حضرت قائم عليه السلام دو مرگ سرخ و سفيد و حمله ملخها در وقت خودش و حمله آنها در غير وقت خودش بوجود خواهد آمد . اما مرگ سرخ با شمشير و مرگ سفيد طاعون خواهد بود .
* حديث شماره : 576 *
* از علي عليه السلام منقول است كه فرمود : زمانيكه خدا بخواهد آل محمد ( صلى الله عليه وآله ) را ظاهر نمايد ، جنگ از ماه صفر تا ماه صفر آينده شروع گشته واين ابتداى خروج حضرت مهدى عليه السلام خواهد بود . ابن عباس گفت : اى اميرالمؤمنين ، حوادثى كه دال بر ظهورآن حضرت باشد چقدر نزديك خواهد بود ؟ چشمان علي عليه السلام پر از اشك شد و فرمود : زمانيكه شكافى در سد فرات افتاده و آب به كوچه هاى كوفه برسد ، آنگاه است كه شيعيان ما بايد آماده ديدار حضرت قائم عليه السلام باشند .
* عبدالرحمان بن حجاج ، از سليمان بن خالد ، از امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : پيش از قيام قائم عليه السلام ، دو نوع مرگ خواهد آمد ، مرگ سرخ و سفيد ، چنانكه از هر هفت نفر ، پنج نفر آن خواهد رفت ( شايد مراد اينستكه پنج هفتم مردم از بين خواهند رفت ) مرگ سرخ شمشير ومرگ سفيد ، طاعون خواهد بود .
* حديث شماره : 1036 *
* على بن حمزه ، از ابو بصير ، از امام صادق عليه السلام روايت مى كند كه حضرت فرمود : اى ابا محمد ( كنيه ابو بصير ) ما خانواده اى هستيم كه براى ( قيام حضرت قائم عليه السلام ) وقت تعيين نمىكنيم ، وحضرت محمد صلى الله عليه وآله فرمود ، آنهائيكه وقت تعيين مىكنند ، دروغگو هستند ، اى ابا محمد پيش از اين واقعه ( قيام حضرت قائم عليه السلام ) پنج علامت ونشانه خواهد بود ، نخستين نشانهء نداء ( آسمانى ) در ماه رمضان وخروج سفيانى وخروج خراسانى وكشته شدن نفس زكيه و فرورفتن ( سپاه سفيانى در ) زمين ، بيداء ، سپس فرمود : اى ابا محمد : پيش از اين امر دو طاعون خواهد بود ، طاعون سفيد وطاعون قرمز . عرضكردم ، آنها چيستند فرمود : اما طاعون سفيد ، مرگى استكه مردم را مانند سيل از بين مى برد ، واما طاعون قرمز ، مرگ با شمشير است ( بيمارى طاعون وجنگ هر دو مردم را بشدت از بين خواهد برد ) وحضرت قائم عليه السلام قيام نخواهد كرد تا آنكه از داخل آسمان در شب بيست وسوم ( در ماه رمضان ) شب جمعه ندائى به گوش خواهد رسيد عرضكردم ، به چه چيزى ندا خواهد شد فرمود : نام آنحضرت و نام پدرش ( عليهما السلام ) به اين صورتكه ، آگاه باشيد فلانى فرزند فلان ، قائم آل محمد ( صلى الله عليه وآله ) بوده ، به او گوش دهيد واز او اطاعت نمائيد ، آنگاه هيچ جاندارى كه خدا در او روح آفريده باشد ، باقى نمى ماند ، جز آنكه آن صيحه وفرياد آسمانى را خواهد شنيد ، فريادى كه خوابيده را بيدار كرده ، وبه حياط خانه ها مىكشاند ، فريادى كه دختران جوان را ( از وحشت واضطراب ) از حجاب ها بيرون مى كشد وآنوقت است كه حضرت قائم عليه السلام قيام مى نمايد ، آن صيحه وفرياد از حضرت جبرئيل عليه السلام مي باشد .
* حديث شماره : 1055 *
* علي بن أبي حمزه ، از ابو بصير ، از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه فرمود : مدتى پيش از قيام حضرت قائم ( عليه السلام ) سالى خواهد بود كه ميوه ها وخرماها در اثر بارندگى زياد ، بر درختان فاسد مي گردند ، بنابراين در آن هنگام در قيام آنحضرت ترديد نكنيد .
* حديث شماره : 1056 *
* جعفر بن سعد ، از پدرش ، از امام صادق عليه السلام آورده كه فرمود : سال پيروزى ( سال ظهور حضرت مهدى عليه السلام ) رود فرات طغيان كرده بگونه اى كه آب وارد كوچه هاى كوفه مى گردد .
* حديث شماره : 1025 *
* زياد بن مروان ، از عبد الله بن سنان ، از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه فرمود : نداء ( آسمانى ) وخروج سفيانى و ( خروج ) يمانى وكشته شدن نفس زكيه وظهور دستى از آسمان ، همه از رخدادهاى قطعى بوده كه اتفاق خواهند افتاد وحضرت فرمود : همچنين فريادى در ماه رمضان شنيده خواهد شدكه انسان خواب را بيدار ، وبيدار را به وحشت انداخته بگونه ايكه دختران جوان را از حجاب وپوششها بيرون ، مى كشد ( شايد مراد اينستكه از شدت وحشت ، زنان جوان ، حجاب را رها كرده وفراموش نموده و مي گريزند ) .
* حديث شماره : 1036 *
* على بن حمزه ، از ابو بصير ، از امام صادق عليه السلام روايت مى كند كه حضرت فرمود : اى ابا محمد ( كنيه ابو بصير ) ما خانواده اى هستيم كه براى ( قيام حضرت قائم عليه السلام ) وقت تعيين نمىكنيم ، وحضرت محمد صلى الله عليه وآله فرمود ، آنهائيكه وقت تعيين مي كنند ، دروغگو هستند ، اى ابا محمد پيش از اين واقعه ( قيام حضرت قائم عليه السلام ) پنج علامت ونشانه خواهد بود ، نخستين نشانهء نداء ( آسمانى ) در ماه رمضان وخروج سفيانى وخروج خراسانى وكشته شدن نفس زكيه و فرورفتن ( سپاه سفيانى در ) زمين ، بيداء ، سپس فرمود : اى ابا محمد : پيش از اين امر دو طاعون خواهد بود ، طاعون سفيد وطاعون قرمز . عرضكردم ، آنها چيستند فرمود : اما طاعون سفيد ، مرگى استكه مردم را مانند سيل از بين مى برد ، واما طاعون قرمز ، مرگ با شمشير است ( بيمارى طاعون وجنگ هر دو مردم را بشدت از بين خواهد برد ) وحضرت قائم عليه السلام قيام نخواهد كرد تا آنكه از داخل آسمان در شب بيست وسوم ( در ماه رمضان ) شب جمعه ندائى به گوش خواهد رسيد عرضكردم ، به چه چيزى ندا خواهد شد فرمود : نام آنحضرت و نام پدرش ( عليهما السلام ) به اين صورتكه ، آگاه باشيد فلانى فرزند فلان ، قائم آل محمد ( صلى الله عليه وآله ) بوده ، به او گوش دهيد واز او اطاعت نمائيد ، آنگاه هيچ جاندارى كه خدا در او روح آفريده باشد ، باقى نمى ماند ، جز آنكه آن صيحه وفرياد آسمانى را خواهد شنيد ، فريادى كه خوابيده را بيدار كرده ، وبه حياط خانه ها مىكشاند ، فريادى كه دختران جوان را ( از وحشت واضطراب ) از حجاب ها بيرون مى كشد وآنوقت استكه حضرت قائم عليه السلام قيام مى نمايد ، آن صيحه وفرياد از حضرت جبرئيل عليه السلام مي باشد .
* حديث شماره : 1037 *
* سيف بن عميره ، از بكر بن محمد ازدى ، از امام صادق عليه السلام : خروج آن سه نفر ، خراسانى وسفيانى ويمانى ، در يك سال ويك ماه ويك روز خواهد بود ودر آن ميان هيچ پرچمى هدايت كننده تر از پرچم ، يمانى ، نخواهد بود ، زيرا وى بسوى حق هدايت مى نمايد .
* حديث شماره : 1227 *
* أحمد بن محمد بن ابى نصير از امام رضا ( ع ) روايت كرده است كه فرمود : ( قبل از [ ظهور ] ، سفيانى و يمانى و مروانى و شعيب بن صالح ، ظاهر خواهد شد ، بنابر اين چگونه كسى كه خروج كرده است مي گويد : من همان قائم هستم ؟
* حديث شماره : 734 *
* على بن أبو حمزه از پدرش و وهيب از ابوبصير و او از امام باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : قيام حضرت مهدى عليه السلام در سال ، فرد خواهد بود ، نه - يك ، سه - پنج - و فرمود : پس از آنكه بنى اميه اختلاف پيدا كرده و سلطنت از دستشان رفت وبنى عباس به حكومت رسيدند آنها نيز حكومت كرده ، و سلطنت آنها در خوشى و رفاه خواهد بود تا آنكه اختلاف كرده و حكومت از دستشان برود . و اهل مشرق ومغرب با يكديگر اختلاف نموده وهمچنين اهل قبله ( مسلمانان ) ووحشت و سختى عجيبى مردم را در بر بگيرد وهمينگونه خواهد بود ، تا آنكه منادى از آسمان ندا دهد كه ناله ها برخواهد خواست ، پس بخدا سوگند گويا مي بينم ( حضرت مهدى عليه السلام ) با مردم در مورد امر جديد وكتاب جديد وسلطنت جديد از آسمان ، بيعت كرده ودر هيچ كجا پرچم او شكست نخواهد خورد تا آنكه از دنيا برود .
* حديث شماره : 813 *
* منصور دوانيقى گفت : اى سيف بن عميرة قطعا از آسمان منادى به نام مردى از فرزندان ابو طالب ، ندا خواهد داد ، به او گفتم : مردم چنين چيزى مىگويند ؟ گفت : سوگند به كسى كه جانم بدست اوست با گوشهاى خودم از او ( از امام باقر عليه السلام ) شنيدم كه مي فرمود : حتما از آسمان ندا به نام مردى خواهد شد . گفتم : اى امير المؤمنين ( منصور دوانيقى ) هرگز مانند چنين حديثى نشنيده بودم ، گفت : اى سيف چنانچه اين امر اتفاق بيفتد ما نخستين كسى خواهيم بود كه او را اجابت خواهيد كرد زيرا او يكى از پسر عموهاى ماست . گفتم : از كدام پسر عموها ؟ گفت : از فرزندان حضرت فاطمه عليها السلام . سپس گفت : اى سيف اگر اين حديث را از ابو جعفر محمد بن علي ( امام باقر ) عليه السلام و از خيلى از مردم نشنيده بودم ، هرگز قبول نمي كردم ولى او شخصى چون محمد بن علي ( امام باقر ) عليه السلام مي باشد .
* حديث شماره : 814 *
* حارث بن مغيرهء بصرى ، از ميمون البان ، از امام باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : همانا امر ما ( اهل بيت ) از اين خورشيد روشن تر وآشكار تر مى باشد . سپس فرمود : منادى از آسمان به نام ندا مى دهد كه فلان فرزند فلان ، امام است ، وشيطان لعنه الله از زمين ندا مى دهد همچنانكه در ليلة العقبة ، در مورد رسول الله صلى الله عليه وآله ندا داد .
* حديث شماره : 815 *
* وهيب بن حفص از ناجية القطان از امام باقر عليه السلام نقل كرده كه گفت : همانا منادى ندا خواهد داد كه مهدى به نام آن حضرت ونام پدرش ، از آل محمد مى باشد . سپس شيطان هم ندا مى دهد كه فلانى وپيروان او برحق اند ، يعنى مردى از بنى امية

* حديث شماره : 817 *
* على بن ابى حمزه ، از شر حبيل ، از امام باقر عليه السلام نقل كرده كه فرمود : در باره حضرت قائم عليه السلام از آن بزرگوار سئوال كردم ، حضرت فرمود : آن نخواهد شد تا آنكه منادى از آسمان ندا دهد كه تمام اهل مشرق ومغرب ، حتى دختران جوان در حجاب هم آنرا خواهند شنيد .
* حديث شماره : 1008 *
* علي بن اسباط ، از محمد بن داود ، از ابن كثير رقى از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه خدمت آن حضرت عرض كردم : فدايت شوم ، اين امر ( قيام حضرت مهدى عليه السلام ) بسيار طول كشيده ودلهاى ما تنگ گشته ، و از دنيا خواهيم رفت ، حضرت فرمود : اين امر از نا اميد كننده ترين چيزها واز شديد ترين غم واندوه هاست ! منادى از آسمان به نام آن حضرت ونام پدرش ندا خواهد داد ، عرضكردم : فدايت شوم ، نام او چيست ؟ فرمود : نام او ، نام پيامبر ونام پدرش نام وصى ( شايد مراد نام امام حسن مجتبى عليه السلام است ) مىباشد .
1012 - " الصيحة التي في شهر رمضان تكون ليلة الجمعة لثلاث وعشرين مضين من شهر رمضان "
* حديث شماره : 1012 *
* ابي يعقوب ، از حارث بن مغيره ، از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه فرمود : صيحهء ماه رمضان در شب جمعه ، كه بيست وسه شب از ماه رمضان گذشته باشد ، اتفاق خواهد افتاد .
* حديث شماره : 1013 *
* هشام بن سالم ، از زراره ، از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه فرمود : منادى به نام ، حضرت قائم عليه السلام ، صدا خواهد زد عرض كردم : آيا آن ندا خاص است يا عام ؟ فرمود : عام است كه هر قوم وقبيله اى به زبان خودش آنرا مى شنود . عرضكردم : پس در آنصورت چه كسى با حضرت قائم ( عليه السلام ) مخالفت مى كند ، در حاليكه نداء به نام آنحضرت را شنيده است ؟ فرمود : ابليس وشيطان آنها را رها نمى كند تا آنكه ( در آخر شب ) فرياد مى زند ومردم را به شك مىاندازد
* حديث شماره : 1015 *
* محمد بن أبي عمير ، از هشام بن سالم ، از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : دو صيحه وفرياد خواهد بود ، يكى در اول شب وديگرى در آخر شب دوم ، عرض كردم : چگونه ؟ فرمود : يكى از آسمان ويكى از ابليس وشيطان . عرض كردم : چگونه آندو را از هم تشخيص دهيم ؟ فرمود : كسى كه قبل از وقوع ، خبر وقوع آنها را شنيده باشد ، آنها را تشخيص مي دهد .
* حديث شماره : 1018 *
* عبد الله بن بكير ، از زرارة بن اعين ، از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه فرمود : منادى از آسمان ندا خواهد داد كه ، فلانى اميرتان مي باشد ، ومنادى ديگرى مى گويد : كه على ( عليه السلام ) وشيعيان او ، رستگاران وپيروزمندان هستند ، عرض كردم : بعد از آن ندا چه كسى با حضرت مهدى عليه السلام خواهد جنگيد ؟ حضرت فرمود : شيطان هم ندا خواهد داد : فلانى ( مردى از بنى اميه ) وپيروان او پيروز ورستگارند . عرضكردم : چه كسى مى تواند ، راست ودروغ آن صداها ونداها را از يكديگر تشخيص دهد ؟ فرمود : كسانيكه احاديث ما را روايت كرده اند ومي دانند كه اين اتفاق خواهد افتاد ، آنها مى توانند تشخيص دهند كدام راست وكداميك دروغ وباطل است ومىدانند كه شيعيان فرقه حقه هستند ، كه آن نداهاى حق وباطل را از يكديگر تشخيص مي دهند .

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 5:31  توسط ddddd12  | 

نشانه ها در سال ظهور = 02

* حديث شماره : 761 *
* ابراهيم بن زياد خارقى ، از ابو بصير نقل كرده كه وى مي گويد به امام صادق عليه السلام عرضكردم كه امام باقر عليه السلام : مي فرمود قائم آل محمد ( صلوات الله عليهم اجمعين ) دو غيبت داشته كه يكى از ديگرى طولاني تر مي باشد ، امام صادق عليه السلام فرمود : آرى ( همينطور است ) واين امر نخواهد شد تا آنكه شمشير ، بنى فلان ، مختلف ودائر ، وحلقه تنگ تر شود سفيانى خروج كند و بلا شدت پيدا نموده ودر ميان مردم كشت وكشتار راه افتد آنگاه به حرم الهى ( كعبه ) و حرم رسول الله صلى الله عليه وآله پناه خواهند برد .
* حديث شماره : 997 *

* حسن بن محبوب ، از ابراهيم ( بن زياد ) خارقى ، از ابو بصير ، از امام صادق به نقل از امام باقر عليهما السلام آورده كه فرمود : آرى ، آن ( ظهور قائم عليه السلام ) نخواهد شد تا آنكه ميان ، بنى فلان ، اختلاف افتاده ، وبه روى يكديگر شمشير بكشند ، حلقه تنگ شود وسفيانى خروج نمايد وبلاء شدت يابد ، ومرگ وكشت وكشتار مردم را فرا بگيرد كه مجبور شوند به حرم خداوند وحرم رسول الله صلى الله عليه وآله ( به مكه ومدينه ) پناه ببرند .
* حديث شماره : 999 *

* حسن بن محبوب زراد ، از عبد الله بن سنان ، از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه فرمود : مرگ وكشت وكشتار مردم را چنان در بر خواهد گرفت كه مردم به حرم ( مكه يا مدينه ) پناهنده خواهند شده آنگاه منادى وسخنگوى صادق وراستگوئى از شدت جنگ ، ندا مى دهد كه براى چه مى جنگيد ومى كشيد ؟ صاحب شما ، فلانى ، است .
* حديث شماره : 1005 *

* عبد الله بن جبله ، از پدرش ، از محمد بن ثابت ، از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده و مىگويد : از آن حضرت سئوال كردم ، آيا پيش از اين امر ( قيام حضرت مهدى عليه السلام ) علامتى وجود خواهد داشت ؟ فرمود : آرى . عرض كردم : آن چيست ؟ فرمود : هلاك شدن عباسى ، وخروج سفيانى وكشته شدن نفس زكيه وفرو رفتن ( سپاه سفيانى ) در بيداء ، وصدا از آسمان . عرضكردم : فدايت شوم ، بيم دارم كه اين رخدادها به طول انجامد ! فرمود : خير ، اينها مانند دانه هاى تسبيح پشت سر هم خواهند آمد .
* حديث شماره : 1031 *

* حسين بن مختار ، از ابن ابي يعفور ، از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه به راوى فرمود : ( علامتهاى قيام حضرت مهدى عليه السلام را ) با دستت بشمار هلاك شدن فلانى ( يكى از شخصيتهاى بنى عباس ) و خروج سفيانى وكشته شدن نفس ( زكيه ) وفرو رفتن سپاه ( سفيانى ) در زمين وندا . عرض كردم صوت و ندا آيا همان نداى آسمانى است ؟ فرمود : و بوسيله آن صاحب اين امر ( حضرت مهدى عليه السلام ) شناخته مى گردد ، فرج وگشايش همه اش در گرو هلاك شدن فلانى ( از بنى عباس ) مي باشد .
 حديث شماره : 783 *
* وهيب بن حفص ، از ابوبصير ، از امام باقر عليه السلام نقل كرده كه فرمود : زمانى كه ببينيد آتشى از سمت مشرق مانند ستون بلندى سه يا هفت روز پديدار شده است آمادهء فرج آل محمد عليهم السلام ( قيام حضرت مهدى عليه السلام ) باشيد اگر خداوند متعال بخواهد ، كه خداوند عزيز و حكيم مىباشد . . . سپس حضرت فرمود : خروج سفيانى و يمانى و خراسانى در يك سال ودر يك ماه ودر يك روز پشت سر هم ( مثل دانه هاى تسبيح ) واقع شده وگرفتارى وبلا وناراحتى از هر سو روى مي آورد ، واى بر كسيكه با آنها مخالفت نمايد . در ميان آنها پرچمى هدايت كننده تر از پرچم يمانى يافت نمى شود . زيرا آن پرچم هدايت استكه بسوى حضرت صاحب الزمان ( عليه السلام ) دعوت مى نمايد . زمانى كه يمانى خروج كند ، فروش اسلحه به مردم و به مسلمانان حرام مى گردد . وزمانيكه يمانى خروج كند همراه او قيام كن كه پرچم او پرچم هدايت مى باشد . وهيچ مسلمانى حق ندارد با او مخالفت كرده و سر پيچى نمايد هر كه چنين كارى كند از اهل آتش خواهد بود . زيرا او به حق وبه راه مستقيم دعوت مي نمايد .
* حديث شماره : 1054 *

* حسن بن علي بن أبي حمزه ، از پدرش ، و وهيب بن حفص ، از ابو بصير از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه فرمود : هنگاميكه مردم در عرفات در حال وقوف مى باشند ، ناگاه سواره اى ، سوار بر شتر سريع و تيز تك ، نزد مردم آمده وخبر مرگ خليفه اى را كه با مرگ او فرج آل محمد صلى الله عليه وآله وفرج همگى مردم ، آغاز مي شود به آنها مى رساند ، وحضرت فرمود : زمانيكه علامتى را در آسمان ملاحظه كرديد كه آتشى بزرگ از سمت مشرق نمودار است ، وچندين شب ادامه خواهد داشت ، در آن زمان ، فرج مردم ظاهر شده وآن ، اندكى قبل از قيام حضرت قائم عليه السلام مىباشد .
* حديث شماره : 774 *
* در روايت سيد على بن عبدالحميد از امام باقر عليه السلام آمده است : زمانى كه سپاه سفيانى در زمين فرو مى روند ، حضرت قائم عليه السلام در آن هنگام در مكه بوده كه به كعبه پناهنده شده ومىگويد : من ولى الله هستم ، آنگاه بين ركن و مقام با آن حضرت بيعت مى نمايند . . . . و همراه آن حضرت عهد و پيمانى از رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم مىباشد كه دست بدست از پدرانش به آن حضرت رسيده است ، چنانچه تشخيص امور ، و شناخت حضرت براى مردم مشكل گردد ، و نداى آسمانى كه بنام آن حضرت ونام پدرش مى باشد ، مشكلى نخواهد داشت .
* حديث شماره : 1003 *
* يعقوب بن يزيد ، از زياد قندى ، از گروهى از يارانش از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه از آن حضرت سئوال شد ، آيا خروج سفيانى از وقايع حتميه است ؟ حضرت فرمود : آرى وكشته شدن نفس زكيه وقيام حضرت قائم ( عليه السلام ) از وقايع حتميه بوده وفرو رفتن ( سپاه سفيانى ) در سرزمين بيداء وظاهر شدن دستى از آسمان ، ونداء از آسمان هم از حتميات است . عرض كردم : منظور از ندا چيست ؟ فرمود : منادى از آسمان باسم حضرت قائم وپدرش ( عليهما السلام ) ندا خواهد داد .
* حديث شماره : 1004 *
* ابي خالد قماط ، از حمران بن أعين ، از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه فرمود : از رخدادهاى قطعى كه پيش از قيام حضرت قائم ( عليه السلام ) اتفاق خواهد افتاد خروج سفيانى وفرو رفتن ( سپاه وى ) در زمين بيداء ، وكشته شدن نفس زكيه ، ونداء منادى از آسمان ، مى باشند

* حديث شماره : 1005 *
* عبد الله بن جبله ، از پدرش ، از محمد بن ثابت ، از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده و مىگويد : از آن حضرت سئوال كردم ، آيا پيش از اين امر ( قيام حضرت مهدى عليه السلام ) علامتى وجود خواهد داشت ؟ فرمود : آرى . عرض كردم : آن چيست ؟ فرمود : هلاك شدن عباسى ، وخروج سفيانى وكشته شدن نفس زكيه وفرو رفتن ( سپاه سفيانى ) در بيداء ، وصدا از آسمان . عرضكردم : فدايت شوم ، بيم دارم كه اين رخدادها به طول انجامد ! فرمود : خير ، اينها مانند دانه هاى تسبيح پشت سر هم خواهند آمد .
* حديث شماره : 1031 *
* حسين بن مختار ، از ابن ابي يعفور ، از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه به راوى فرمود : ( علامتهاى قيام حضرت مهدى عليه السلام را ) با دستت بشمار هلاك شدن فلانى ( يكى از شخصيتهاى بنى عباس ) و خروج سفيانى وكشته شدن نفس ( زكيه ) وفرو رفتن سپاه ( سفيانى ) در زمين وندا . عرض كردم صوت و ندا آيا همان نداى آسمانى است ؟ فرمود : و بوسيله آن صاحب اين امر ( حضرت مهدى عليه السلام ) شناخته مى گردد ، فرج وگشايش همه اش در گرو هلاك شدن فلانى ( از بنى عباس ) مي باشد .

* حديث شماره : 310 *
* ابو هريرة مي گويد از رسول الله صلى الله عليه وآله شنيدم كه مي فرمود : با شخصى در ميان ركن ومقام ( با حضرت مهدى عليه السلام ) بيعت خواهد شد . نخستين كسانى كه حرمت خانهء كعبه را از بين مي برند خود اهل مكه هستند كه به محض بىاحترامى به آن به هلاكت وبدبختى مى افتند . سپس سپاهى از حبشه آمده وكعبه را خراب مي كند كه بعد از آن ساخته نخواهد شد ، و آنان گنج و زيورهاى كعبه را خواهند برد .
172 - " يطلع نجم من المشرق قبل خروج المهدي له ذناب "

* حديث شماره : 172 *
* كعب روايت مى كند ( وآنرا به پيامبر صلى الله عليه وآله نسبت نداده است ) . كه پيش از ظهور حضرت مهدى ( عليه السلام ) ستارهء دنباله دارى از سمت مشرق طلوع مي كند .

* حديث شماره : 781 *
* ثعلبة بن ميمون ، از بدر بن خليل ازدى ، از امام باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : دو نشانه قبل از قيام حضرت قائم عليه السلام اتفاق خواهد افتاد كه قبل از آن از زمان آمدن حضرت آدم به زمين سابقه نداشته است يكى گرفتگى خورشيد در نيمه ماه رمضان وديگرى ماه گرفتگى در آخر همان ماه . مردى گفت : اى فرزند رسول خدا خورشيد گرفتگى در آخر ماه خواهد بود ! حضرت فرمود : من مي دانم چه مي گويم . ولى آن دو نشانه از زمان نزول حضرت آدم عليه السلام هرگز اتفاق نيفتاده است .
782 - " إن لمهدينا آيتين لم تكونا منذ خلق السماوات والأرض ، ينكسف القمر لأول ليلة من رمضان ، وتنكسف الشمس في النصف منه ، ولم تكونا منذ خلق الله السماوات والأرض "

* حديث شماره : 782 *
* عمرو بن شمر ، از جابر از امام باقر عليه السلام نقل كرده است كه فرمود : همانا مهدى ما ( عليهم السلام ) دو نشانه دارد كه از آغاز خلقت آسمان وزمين سابقه نداشته اند يكى ماه گرفتگى در شب اول ماه رمضان وديگر خورشيد گرفتگى در نيمه ديگر همان ماه . واين دو هرگز از ابتداى خلقت آسمان و زمين سابقه نداشته اند .
 - " علامة خروج المهدي كسوف الشمس في شهر رمضان في ثلاث عشرة وأربع عشرة منه "
* حديث شماره : 1021 *
* اين روايت به نحو ارسال از علي بن أبي حمزه ، از ابو بصير ، از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود : علامت قيام حضرت مهدى عليه السلام ، گرفتن خورشيد در روز سيزدهم و چهاردهم ماه رمضان خواهد بود .
* حديث شماره : 1518 *
* در روايت ابو الجارود از امام باقر ( ع ) نقل شده است كه فرمود : " خداوند مى تواند نشانه اى را فرو فرستد " ودر آخر الزمان نشانه هايى را به شما ارائه خواهد داد ، از جمله : " دابة الارض ، دجال ، وفرود آمدن عيسى بن مريم عليه السلام ، وطلوع خورشيد از مغرب " .
* حديث شماره : 1524 *
* از امير المؤمنين على بن أبي طالب ( ع ) روايت شده كه فرمود : آگاه باشيد ، مردم پس از آنكه خورشيد از مغرب طلوع نمود ، مانند امروزشان خواهند بود ، در پى اولاد وفرزند هستند ، هر مردى كه ديگرى را ملاقات مى كند مىگويد كى متولد شده اى ؟ مىگويد : زمان طلوع خورشيد از مغرب [ در آن هنگام ] توبه ، بر داشته مىشود ، و كسى كه قبلا ايمان نداشته ويا از ايمان خود كسب خير ( توبه ) نكرده باشد ، ايمانش به حال او سودمند نخواهد بود .
986 - " لا يخرج القائم حتى يخرج قبله اثنا عشر من بني هاشم كلهم يدعو إلى نفسه "

* حديث شماره : 986 *
* أحمد بن عائذ ، از ابن خديجه ، از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : حضرت قائم ( عليه السلام ) قيام نخواهد كرد تا اينكه دوازده تن از بنى هاشم خروج مى كنند ، هر يك بسوى خود دعوت مىنمايند .
* حديث شماره : 1068 *
* ابن محبوب ، از يعقوب سراج نقل كرده ومي گويد به امام صادق عليه السلام عرضكردم : فرج شيعيان شما چه زمانى است ؟ فرمود : زمانيكه فرزندان عباس ( بنى عباس ) با يكديگر اختلاف كرده وقدرت و حكومت آنها از هم گسسته شود وكسانى كه جرأت تعرض به آنها را نداشتند به حكومت آنها طمع بورزند ، وعرب مشكلات خود را رها كرده وهر جوجه اى به هواى پرواز مى افتد ( كنايه از اينكه هر كسى براى خود داعيه قدرت پيدا مى كند ) وشخص شامى ( سفيانى ) ظهور كرده ويمانى ( از يمن ) روى آورده وحسنى ( سيد حسنى ) تحرك نظامى مىنمايد وصاحب اين امر ( حضرت مهدى عليه السلام ) از مدينه به سمت مكه خارج شده در حاليكه ميراث رسول الله صلى الله عليه وآله را بهمراه دارد . عرضكردم : ميراث رسول الله صلى الله عليه وآله چيست ؟ فرمود : شمشير وزره وعمامه وعبا ( برد ) وعصا وپرچم ولباس جنگ وزين اسب رسول الله صلى الله عليه وآله ، آن هنگام حضرت مهدى عليه السلام وارد مكه شده وشمشير را از نيام مىكشد وزره را پوشيده وپرچم را باز مىكند وعبا وعمامه را پوشيده وعصا را بدست مىگيرد آن زمان است كه خداوند اجازه ظهور به آنحضرت مىدهد وآنگاه بعضى از دوستان وآشنايان آنحضرت كه از قضيه با خبر مى شوند به سيد حسنى خبر داده واو نيز بسرعت خروج نموده ( كه به يارى حضرت برود ) كه اهل مكه بر او يورش برده ووى را مىكشند وسرش را نزد شخص شامى ( سفيانى ) مىفرستند ، آنگاه حضرت صاحب الامر ( عليه السلام ) ظهور كرده ومردم با او بيعت نموده وپيرويش مى نمايند ، وشخص شامى پس از اين قضيه سپاهى به مدينه مى فرستد كه خداوند آنها را به مدينه نرسيده نا بود مى سازد ، آنهنگام تمامى فرزندان علي عليه السلام ( سادات علوى ) از مدينه فرار كرده ، ودر مكه به حضرت صاحب الامر ( عليه السلام ) ملحق مى گردند ، سپس حضرت به عراق رفته وسپاهى به مدينه مى فرستد تا آنكه امنيت شهر ومردم را بر قرار كرده تا مردم بتوانند به آنجا برگردند .
1068 - المصادر :
* : الكافي : ج 8 ص 224 - 225 ح 285 - وعنه ( محمد بن يحيى ) عن أحمد بن محمد ، عن ابن محبوب عن يعقوب السراج قال : قلت لأبي عبد الله عليه السلام : متى فرج شيعتكم ؟ قال : فقال : -
* : النعماني : ص 270 ب 14 ح 42 .....

* حديث شماره : 1071 *
* قتيبه أعشى ، از أبان بن تغلب ، از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : زمانيكه پرچم حق ( پرچم حضرت مهدى عليه السلام ) ظاهر شود ، تمام مردم در شرق وغرب جهان آنرا نفرين مىكنند ، آيا مى دانى چرا ؟ عرض كردم : خير ، فرمود : بخاطر اينكه اشخاصى از اهل بيت ( از سادات ) قبل از حضرت مهدى عليه السلام به حكومت رسيده وبا ظلم وجور رفتار كرده اند ، ( مردم تصور مى كنند كه حضرت هم از آن دسته است و بناى ظلم و ستم دارد ) .
1071 - المصادر :
* : النعماني : ص 298 - 299 ب 17 ح 4

* حديث شماره : 610 *
* از علي عليه السلام : اى مردم ! قريش امامان عرب هستند نيكانشان امام نيكان وفاجرها وكنهكارانشان امام فاجرها وكنهكاران . بدانيد كه سنگ آسيا بگرد ضلالت خواهد چرخيد وهنگاميكه برپايه وستون خود راست بايستد ، با چرخش خود همه چيز را آرد مى كند ، وچرخش آسياى آن طوريستكه بيننده از آن خوشش مى آيد وزمان فريبندگى آن ، زمان اوج آن خواهد بود ( اشاره به اينكه حكومت ظلم با همه فريبندگى وزيبائى خواهد آمد ) اما نابود واز هم گسيختن آن فقط بدست خدا مى باشد . آگاه باشيد ، من و نيكان از عزت واهل بيتم عالم ترين مردن در كودكى وصبورترين آنها در بزرگى مى باشيم . پرچم حق با ماست كه هركس از آن جلوتر رفته ، از دين بيرون شده وهركس از آن عقب بيفتد ، نابود وهلاك كشته ، وهركس با آن حركت كند به هدف خواهد رسيد ومائيم اهل بيت رحمت ، وبواسطهء ماست كه در هاى حكمت گشوده شده وما به حكم خدا حكم كرده وبواسطهء علم خداست كه دانسته وآموخته وعالم گشته ايم واز شخص صادق وراستگو ( صلى الله عليه وآله ) شنيده ايم .
پس چنانچه از ما پيروى كنيد ، نجات پيدا كرده وچنانچه به ما پشت كنيد ، خداوند شما را بدست ما عذاب خواهد كرد بواسطهء ماست كه خداوند گره هاى ذلت را از گردن هاى شما باز نموده وختم خواهد نمود ، نه به شما . ( ما محور هستيم ) آنها كه عقب مانده اند بايد به ما ملحق شده وآنها كه جلو رفته اند بايد به نزد ما برگردند ، وچنانچه عجله نكنيد يا نخواهيد كه مقدرات الهى عقب بيفتد ( گرچه بشر ذاتا اينگونه است ) براى شما مى گفتم از جوانانى از غير عرب واز فرزندان عرب وقدرى از پير مردها كه مقدار آنها بقدر نمك در غذا مى باشد ، كه نمك غذا از چيزهاى ديگر در آن كمتر است .
غيبت ها در ما وانتظار براى شيعيان ماست . ما وشيعيانمان با درد معده وتب وشمشيربه سوى خدا خواهيم رفت ودشمنان ما با مرض ودمل وديگر بلاها وانتقامهائى كه خداوند براى آنها پيش خواهد آورد ، هلاك خواهند شد . بخدا قسم ، اگر آنچه را كه مى دانم براى شما بگويم ، گروهى از شما خواهند گفت كه او چقدر دروغگو مىباشد . چنانچه از ميان شما ( شيعيان ) صد نفر را كه دلهاى آنان مانند طلا است انتخاب كرده واز آن ميان نيز ده نفر را بر گزينم وحديثى را كه در مورد ما اهل بيت هر چند هم آسان باشد ، برايشان بگويم ، در حاليكه جز حق وراستى در بين نباشد ، باز هم خواهند گفت كه ، على از دروغگوترين مردم است . در حاليكه اگر به ده نفر از غير شيعه ، احاديث زيادى را در تعريف دشمنان خود وكسانى كه به ما ظلم كرده اند ، بگويم خواهند گفت كه ، على از راستگوترين مردم است . ( يعنى اينكه فضائل ما را شيعيان خاص ما تحمل نمى كنند . اما فضائل دروغين دشمنان ما را مخالفين ما مى پذيرند ، سخنران هلاك شده وكسى كه عده اى يار وياور دارد متحير بوده وقلب ها در دگرگونى غوطه ورند ، بعضى از دلها سر سبز وپر محصول وبعضى مانند شوره زار بى حاصل وبعضى حاصلخيز وبعضى ديگر چون زمينهائى كه چيزهاى مختلفى در آن روينده مى باشند ( يعنى اينكه ديگر حرف بى اثر بوده ويار وياور بدرد نمى خورد ودلها مختلف شده وهر كه بسوئى مى رود ) .
اى فرزندان من ، كوچكترها بايد به بزرگترهاى خود نيكى كرده ، وبزرگترها هم بايد به كوچكترها به مهربانى رفتار نمايند ، ومانند گمراهان جفا پيشه اى نباشيد كه در دين تحقيق نكرده ودر باره خداوند متعال از يقين خالص بى بهره گشته اند ، كه مانند تخم مرغ زود مى شكنند ، اى واى بر جوجه هاى آل محمد ( صلى الله عليه وآله ) از دست خليفهء جبار وستمگر وعياشى كه خلف وفرزندان مرا در آينده سبك شمرده وخوار خواهد كرد ، وبخدا قسم محققا تأويل آنچه را كه به پيامبران نازل گشته وزمان وعده هاى الهى واتمام كلمات خداوند را ، مى دانم ، ومردى از اهل بيت من خواهد آمد كه قدرتمند بوده وبه امر خداوند وحكم الهى ، امر وحكم خواهد نمود ، اما اين بعد از زمانى استكه بسيار سخت وفضاحت بار بوده وبلاء آن شديد واميدها در آن بر باد شده ورشوه در آنزمان معمول گرديده باشد .
610 - المصادر :
* : ملاحم ابن المنادي : ص 64 - ....

* حديث شماره : 643 *
* از اميرالمؤمنين علي عليه السلام منقول است كه در خطبه اى فرمود : آن امر الهى است كه قطعا انجام خواهد شد آنگاه حضرت ، حضرت مهدى عليهما السلام را مخاطب قرار داده ، مىفرمايد : پس اى فرزند بهترين كنيزان تا كى منتظرى ، مژده باد ترا به يارى نزديك از جانب خداى مهربان ، پدر و مادرم فداى آن عده كمى كه نام آنها در جهان ناشناخته مىباشد ، حتما وقت ظهور وقيام آنها اكنون رسيده وامضا گشته است . بسيار شگفت آور است از اتفاقات ميان ، جمادى و رجب ، از اجتماع متفرقات و درو شدن گياهان و از صداها و نداهاى پشت سرهم سپس فرمود : حكم وداورى تمام شده و امر الهى حتمى و قطعى مىباشد .
643 - المصادر :
* : كتاب صفين - المدائني : على ما في ينابيع المودة .
* : ينابيع المودة : ص 512 ب 99

* حديث شماره : 1150 *
* ( امام صادق عليه السلام در پاسخ سؤال راوى از مدت حكومت حضرت مهدى عليه السلام مىفرمايد ) : هفت سال ، كه روزهاى آن طولانى بوده بطورى كه يك سال آن معادل ده سال از سالهاى شماست كه در آن صورت هفت سال حكومت حضرت ، هفتاد سال از سالهاى شما خواهد بود و هنگام قيام حضرت در جمادى الاخرة و ده روز از ماه رجب بارانى بر مردم خواهد باريد كه مردم مانند آنرا هرگز نديده اند و خداوند بواسطهء آن گوشت و بدنهاى مؤمنين را در قبرهايشان مىروياند ، چنانكه گويا مىبينم از طرف جهينه دارند مىآيند و خاكها را از موهاى خود مىتكانند و پاك مىكنند .
1150 - المصادر :
* : الفضل بن شاذان : على ما في غيبة الطوسي .
* : الارشاد : ص 363

* : منتخب الأثر : ص 487 ف 9 ب 1 ح 1 عن غيبة الطوسي .

متن عربي و مصادر حذف شد

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 4:2  توسط ddddd12  | 

علامات نسبی نزدیک ظهور

796 - " كأني بقوم قد خرجوا بالمشرق يطلبون الحق فلا يعطونه ، ثم يطلبونه فلا يعطونه ، فإذا رأوا ذلك وضعوا سيوفهم على عواتقهم ، فيعطون ما سألوه فلا يقبلونه حتى يقوموا ، ولا يدفعونها إلا إلى صاحبكم . قتلاهم شهداء . أما إني لو أدركت ذلك لاستبقيت نفسي لصاحب هذا الامر "
* حديث شماره : 796 *
* معمر بن يحيى بن سام ، از ابو خالد كابلى ، از امام باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : گويا مى بينم گروهى از مشرق قيام كرده وحق را مطالبه مىنمايند وبه آنها نمىدهند . دو باره آنرا مطالبه كرده وبه آنها داده نمىشود وزمانى كه مىبينند با آنان چنين رفتار مى شود شمشيرهاى خود را بر دوش گرفته آماده مبارزه مىشوند آنگاه حق را به آنها داده ، ولى ديگر قبول نكرده وقيام مىنمايند . وشمشيرهاى خود را جز به صاحب شما ( حضرت صاحب الزمان عليه السلام ) تحويل نخواهند داد ، كشته هاى آنان شهيد مى باشند . اما من چنانچه در آن زمان باشم ، خود را براى حضرت صاحب الامر ( عليه السلام ) نگه خواهم داشت ( يعنى همراه آنان قيام نخواهم كرد ) .
796 - المصادر :
* : النعماني : ص 273 ب 14 ح 50 - حدثنا أحمد بن محمد بن سعيد قال : حدثني علي بن الحسن ، عن أخيه محمد بن الحسن ، عن أبيه ، عن أحمد بن عمر الحلبي ، عن الحسين بن موسى ، عن معمر بن يحيى بن سام ، عن أبي خالد الكابلي ، عن أبي جعفر عليه السلام أنه قال : -
* : البحار : ج 2 ص 243 ب 25 ح 116 - عن النعماني بتفاوت يسير .

212 - " علامة المهدي إذا انساب عليكم الترك ، ومات خليفتكم الذي يجمع الأموال ، ويستخلف بعده ضعيف فيخلع بعد سنتين من بيعته ، ويخسف بغربي مسجد دمشق ، وخروج ثلاثة نفر بالشام ، وخروج أهل المغرب إلى مصر ، وتلك أمارة السفياني "


* *
* : ملاحم ابن طاووس : ص 58 ب 111 - عن رواية ابن حماد الأولى .
وفي : ص 61 ب 120 - عن رواية ابن حماد الثانية ، وفيه " عبد الله بن رزين " .
* : الايقاظ من الهجعة : ص 357 ب 10 ح 102 - أوله عن رواية غيبة الطوسي الأولى .
* : البحار : ج 52 ص 207 ب 25 ح 45 - عن رواية غيبة الطوسي الثانية .
وفي : ص 212 ب 25 ح 60 - عن رواية غيبة الطوسي الثانية .
* : كشف النوري : ص 174 - عن رواية عقد الدرر الثانية .
* : منتخب الأثر : ص 451 ف 6 ب 4 ح 18 - عن ملاحم ابن طاووس .
وفي : ص 451 ف 6 ب 4 ح 18 - عن غيبة الطوسي

* حديث شماره : 212 *
* ابن زرير ، از عمار ياسر ، نقل كرده و آنرا به پيامبر ( ص ) نسبت نداده است : علامت حضرت مهدى عليه السلام اينستكه ، ترك ها بر شما ( مسلمانان ) هجوم آورند ، و خليفه وحاكم شما كه دارايى واموال را جمع مىكند ، از دنيا برود ، و پس از او شخص ضعيفى به خلافت مى رسد كه پس از دو سال از خلافت عزل مى گردد وزمانيكه قسمت غربى مسجد دمشق ، در زمين ( بواسطهء زلزله ) فرو رود وسه نفر در شام خروج نمايند وهنگاميكه اهل مغرب به مصر ، مهاجرت كنند ، اين علامت خروج سفيانى مى باشد .
* *

* حديث شماره : 1452 *
* جابر جعفى از امام باقر ( ع ) روايت كرده است كه فرمود : اى جابر ، پا برجا و استوار برزمين باش ودست وپاى خودرا حركت نده تا علامات ونشانه هايى را براى تو بيان كنم كه سالى آنها را خواهى ديد ، مى بينى كه ندا دهنده اى در دمشق ندا مى كند ودر يكى از شهرهاى آن [ روستاهاى آن ] فرورفتگى زمين ايجاد مى شود [ زمين فرو مى رود ] . . . كه تركها از آنجا گذشته تا به جزيره رسيدند وروميان در رمله فرود آمدند ، آن سالى است كه در تمام سرزمينهاى اعراب اختلاف بوجود مى آيد ، وشاميان برسرسه درفش ، اصهب ، وابقع وسفيانى با بنى ذنب الحمار مضر [ حاكمان بد آنروز ] به اختلاف مى پردازند ، والى هاى سفيانى از قبيلهء كلب با او هستند ، سفيانى وهمراهانش بر بنى ذنب الحمار پيروز مى شوند ، به گونه اى كه كشتار مى شوند كه هرگز براى چيزى چنين كشتارى نشده است ، ومردى در دمشق حضورمى يابد واووهمراهانش به نحوى كشته مى شوند ، كه هيچكس كشته نشده است ، واين آيهء شريفه اى است كه مى فرمايد : " احزاب ودسته ها ميان خود به اختلاف پرداختند ، واى بركسانى كه كفر ورزيدند ، از مشاهدهء روزى بزرگ " سفيانى وهواداران او پيروز مىگردند ، تا آنجا كه هيچ اهتمامى ندارند جز آل محمد صلى الله عليه وآله وپيروان آنها ، سپاهى را به كوفه اعزام مى كند وپيروان آل محمد ( ص ) را در كوفه كشتار نموده وبه دار مىآويزند ، وآنگاه ، درفشى از خراسان رو مىآورد تا اينكه در ساحل دجله فرود مي آيد . مردى ضعيف از غير عرب همراه با يارانش خروج مى كند ودر پشت كوفه ( نجف ) كشته مى شود ، سفيانى گروهى رابه مدينه اعزام مى كند ودرآنجا مردى را تقبل مي رساند ومهدى ومنصور از آن شهر مى گريزند ، كوچك وبزرگ آل محمد دستگير مى شوند وبى آنكه يك تن از آنها رها شود همگى به زندان افكنده مى شوند ، سپاه به تعقيب اين دو مرد مى پردازد ومهدى به سان روش موسى ( ع ) بينمناك از آن شهر ( مدينه ) خارج گشته تا اينكه وارد مكه مى شود ، سپاه او آورده تا آنكه در بيداء فرود ميآيند وآن سپاه هملات ( هلال ) است كه در زمين فرومى روند وجز كس كه خبر فرو رفتن آنها را ببرد ، هيچكس زنده نمى ماند ، وقائم ( ع ) بين ركن ومقام ميايستد ونماز مى گزارد ، و به اتفاق وزيرش راه مى افتد و مى گويد : اى مردم ، بر ضد كسانى كه به ما ستم روا داشته وحق ما را غصب كردند ، از خدا كمك مى طلبيم . هركس دربارهء خدا [ نسبت با خدا ] با ما محاجه نمايد ، من به خدا سزاوارترم . هركس در باره آدم ( ع ) [ نسبت با آدم ] با ما محاجه كند ، من سزاوارترين مردم به آدم ( ع ) هستم هر كس در بارهء نوح ( ع ) [ نسبت با نوح ] با ما محاجه نمايد ، من سزاوارترين شخص به نوح ( ع ) هستم هر كس در باره ابراهيم ( ع ) [ نسبت با او ] با ما محاجه كند ، من سزاوارترين فرد به ابراهيم ( ع ) هستم . هركس دربارهء محمد ( ص ) [ نسبت با او ] با ما محاجه نمايد ، من سزاوارترين شخص به محمد صلى الله عليه وآله هستم هركس درباره نسبت با پيامبران با ما محاجه كند ، ما سزاوارترين مردم نسبت به پيامبران هستيم .
هر كس در بارهء كتاب خدا با ما به محاجه بپردازد ، ما سزاوارترين مردم به كتاب خدا ( قرآن ) هستيم . ما وهمه مسلمانان امروز گواهى مى دهيم كه ما مورد ظلم وستم قرار گرفته وآواره شديم ، برضد ما شوريدند ، واز شهر وديار واموال واهل خود بازمانده ومغلوب شديم ، بخدا سوگند ، سيصد وسيزده مرد خواهند آمدكه پنجاه زن ميان آنهاست ، بدون وعدة قبلى همه به سان ابرهاى پاييزى پى درپى آمده ودر مكه گردى آيند واين آيهء شريفه اى است خداوند ميفرمايد " هر كجا باشيد ، خداوند همگى شما را گردمىآورد ، براستى كه خدا بر هر كارى تواناست " مردى از آل محمد صلى الله عليه وآله مي گويد : " وهي القرية الظالمة اهلها " وپس آنحضرت به اتفاق سيصد وسيزده نفر خروج نموده وآنان ميان ركن ومقام با آن حضرت بيعت مى كنند ، عهدنامهء رسول اكرم ( ص ) وپرچم وسلاح او در دست آن حضرت ووزيرش نيز با اوست ، منادى در مكه نام او وظهورش را از آسمان ندا مى كند ، بگونه اى كه همهء زمينيان آن صدا را مى شنوند ، نام او نام پيامبر است ، اگر باور برخى چيزها برايتان مشكل باشد ، عهدنامهء پيامبر ( ص ) وپرچم وسلاح آن حضرت ونفس زكيه از فرزندان حسين برشما مشكل نخواهد بود ، اگر باور اين معناهم برايتان دشوار باشد ، صداى آسمانى به نام وظهور وقيام او ، برايتان دشوار نيست . از منحرفين آل محمد ( ص ) بپرهيز ، زيرا آل محمد وعلى درفشى ، وديگران نيز درفش هائى دارند ، بر پا واستوار بمان واز هيچيك آنان هرگز پيروى نكن ، تا آنكه مردى را از فرزندان حسين ( ع ) ملاحظه كنى ، او عهد نامهء رسول خدا ( ص ) ودرفش وسلاح او را با خود دارد ، زيرا عهد نامهء پيامبر ( ص ) نزد على بن حسين وسپس نزد محمد بن علي ( باقى است وخداوند هرچه خواهد انجام مى دهد ، با اينان هميشه ملازمه باش ، واز كسانى كه برايت گفتم بيرهيز ، اگر مردى از آنان بهمراه سيصد وسيزده تن خروج كرد ودرفش رسول خدا ( ص ) را با خود داشت " . . . رهسپار مدينه شده تا آنكه از بيداء عبور مى كند ، ومى گويد : اين جا مكان گروهى است كه بزمين فرو رفته اند واين معناى آيهء شريفه است كه :
" أفأمن الذين مكروا السيئات ان يخسف الله بهم الأرض أو يأتيهم العذاب من حيث لا يشعرون أو يأخذهم في تقلبهم فما هم بمعجزين " وآنگاه كه وارد مدينه شد ، محمد شجرى را طبق سنت وشيوهء يوسف ( ع ) بيرون مىراند ، وسپس به كوفه مىآيد ودر آنجا تا خدا بخواهد درنگ مى كند تا برآنها غالب مىآيد ، وسپس حركت نموده تا با همراهانش وارد عذراء مى شود ، وتعدد بسيارى از مردم به او مى پيوندند ، وسفيانى در آنروز در وادى رمله بسر مى برد ، تا اينكه با يكديگر برخورد مى كنند وآنروز روز ابدال است ، گروهى از مردم كه با سفيانى بوداند در زمره پيروان آل محمد در مى آيند وگروهى كه با آل محمد ( ص ) بوده اند به سفيانى مى پيوندند وهر گروهى از مردم به سمت درفش خود مى روند و آنروز ، روز ابدال است ، امير المؤمنين ( ع ) فرمود درآن روز سفيانى وهمراهانش كشته مى شوند بگونه اى خبر دهنده اى هم از آنها باقى نمى ماند ، كسى كه در آنروز از غنايم قبيلهء كلب محروم شود ، ناكام مانده است ، سپس حضرت وارد كوفه مى شود ومنزلش در آن شهر است ، همه غلامان مسلمان را خريده وآزاد مى كند ، بدهى بدهكاران را مى پردازد ، هر مالى كه با ستم از كسى گرفته شده باشد آنرا برمى گرداند ، هر غلامى كه از آنان كشته شود بهاى آنرا بعنوان ديه به اهلش مى پردازد ، و هركس كشته شود ، بدهى او را پرداخته وخانواده اش را اداره مى كند ، او واهل بيتش در رحبه بسر مىبرند ، ( ورحبه محل سكونت نوح ( ع ) بوده وسرزمينى پاك ومطهر است ) هيج فردى از خاندان محمد ( ص ) سكونت نمى كند وكشته نمى شود مگر در سرزمين پاك ومطهر ، زيرا آنان اوصياى پاك پيامبراند "
1452 - المصادر :حذف شد

* حديث شماره : 732 *
* حسن بن محبوب ، از يعقوب سراج ، از جابر ، از ابو جعفر ( ع ) امام باقر روايت كرده كه فرمود : اى جابر حضرت قائم عليه السلام قيام نخواهد كرد تا آنكه فتنه ، مردم شام را چنان در بر بگيرد كه هر چه تلاش مي كنند از آن خلاص شوند نمي توانند ، وهمچنين كشتارى در بين كوفه وحيره واقع مى شود كه كشته هاى دو طرف به يك اندازه خواهند بود ومنادى در آسمان ندا خواهد داد .
* حديث شماره : 1662 *
* داود دجاجى ، از امام باقر ( ع ) ، از حضرت علي عليه السلام نقل كرده است كه : در سه مورد منتظر فرج باشيد . گفته شد : آنها كدامند ؟ در پاسخ فرمود : اختلاف بين اهالى شام ، [ بر افراشته شدن ] پرچمهاى سياه از خراسان ، وفزع در ماه رمضان . گفته شد : فزع در ماه رمضان چيست ؟ در پاسخ فرمود : آيا نشنيده ايد سخن خداى عزوجل را در قرآن كه فرمود : " إن نشأ ننزل عليهم من السماء آية فظلت أعناقهم لها خاضعين " ( اگر بخواهيم بر آنها نشانه اى از آسمان مىفرستيم كه گردنهايشان در مقابل آن نشانه خاضع گردد ) آن نشانه اى است كه دختر جوان را از سرا پرده اش بيرون مى آورد ، وشخص خواب را بيدار مى كند ، وبيدار را به وحشت مى اندازد .


* حديث شماره : 792
* صالح بن ابى الاسود ، از ابى الجارود ، از امام باقر عليه السلام نقل كرده كه فرمود : هيچيك از ما اهل بيت ظلمى را از خود دفع نكرده ودعوت به حق نمى نمايد جز آنكه گرفتار بلايا مي شود تا زمانيكه گروهى كه شاهد جنگ بدر بوده قيام نمايند ، آنها كسانى هستند كه كشته هاى آنها دفن نشده و مجروحان آنها مداوا نمي گردند ( كنايه از اينكه اصلا كشته و مجروح نمىدهند ) راوى مىگويد : عرض كردم : مقصود امام ( باقر عليه السلام ) از آن افراد ، كيست . گفتم فرشتگان .

* حديث شماره : 793 *
* محمد بن سنان ، از ابى الجارود ، از امام باقر عليه السلام نقل كرده كه فرمود : وصيت مي كنم تو را به تقواى الهى و در اجتماعات مردم شركت كن در حالى كه از آنها دورى كرده وخانه نشين مىباشى ، و با كسانى كه از ما ( اهل بيت ) خروج مىكنند همراهى نكن ، زيرا آنها بر چيزى نبوده وبه چيزى دعوت نمى كنند ( يعنى هيچ هدف و برنامه اى ندارند ) و بدان كه بنى اميه حكومت دارند كه مردم قدرت از بين بردن آن را ندارند ، واهل حق وحقيقت نيز دولتى دارند هنگاميكه بر پا شود خداوند از ما اهل بيت هركه را بخواهد والى آن حكومت مىگرداند هر يك از شما آنرا درك نمايد ، در نزد ما ( اهل بيت ) مقام بلندى خواهد داشت وهر كه قبل از آن بميرد بازهم به خير وصلاح او خواهد بود . وبدان كه هيچ گروهى قيام نكرده و دفع ظلم ننموده وبراى عزت دين تلاش نكرده ، جز آنكه آرزوها و بلاها او را به زمين خواهد زد تا آنكه گروهى كه همراه رسول الله صلى الله عليه وآله شاهد جنگ بدر بوده اند قيام نمايند ، آنها كسانى هستند كه كشته هاى آنان دفن نشده ، وافتادگان آنها برداشته نشده ، ومجروحان آنها مداوا نمى شوند ( يعنى اصلا كشته ومجروح نمي دهند ) عرض كردم : آنها چه كسانى هستند ؟ فرمود : فرشتگان

* حديث شماره : 631 *
* از علي عليه السلام : اختلافى كه در بين نيزه ها ( احزاب ) در شام اتفاق مىافتد نشانه اى از آيات الهى آشكار مى گردد گفته شد : آن چيست يا امير المؤمنين ؟ فرمود : زلزله اى در شام كه بيش از صد هزار نفر در آن كشته شده كه خداوند آن را براى مؤمنين رحمت وبراى كافرين عذاب قرار مى دهد . آن هنگام بنگريد به كسانى كه داراى قاطرهاى سفيد وسياه ( خاكسترى ) وگوش بريده وپرچمهاى زرد مى باشند كه از مغرب روى آورده وبه شام وارد مى شوند وآن زمانيستكه وحشت بزرگ ومرگ سرخ آنجا را فرا گرفته است . آنوقت بنگريد به فرو رفتن قريه اى از دمشق در زمين كه ، حرستا ، ناميده مى شود ، وهمانوقت فرزند هند جگر خوار ( سفيانى ) از محلى بنام ، يابس ، خروج كرده و بر دمشق تسلط مى يابد ، پس در آنزمان آماده ، خروج وقيام حضرت مهدى عليه السلام باشيد .

575 - " لا يخرج المهدي حتى يقتل ثلث ، ويموت ثلث ، ويبقى ثلث "
* حديث شماره : 575 *
* يحيى بن يمان از كيسان رواشى قصار نقل كرده كه گفت : مولايم برايم نقل كرد كه از علي عليه السلام شنيدم ، فرمود : حضرت مهدى عليه السلام قيام نخواهد كرد تا آنكه ثلث مردم كشته شده و ثلث آنها مرده و ثلث ديگر زنده بمانند .

994 - " قدام القائم موتان : موت أحمر وموت أبيض ، حتى يذهب من كل سبعة خمسة ، الموت الأحمر السيف ، والموت الأبيض الطاعون "
* حديث شماره : 994 *
* عبدالرحمان بن حجاج ، از سليمان بن خالد ، از امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : پيش از قيام قائم عليه السلام ، دو نوع مرگ خواهد آمد ، مرگ سرخ و سفيد ، چنانكه از هر هفت نفر ، پنج نفر آن خواهد رفت ( شايد مراد اينستكه پنج هفتم مردم از بين خواهند رفت ) مرگ سرخ شمشير ومرگ سفيد ، طاعون خواهد بود
.
995 - " لا يكون هذا الامر حتى يذهب ثلث الناس ، فقيل له : إذا ذهب ثلث الناس فما يبقى ؟ فقال عليه السلام : أما ترضون أن تكونوا الثلث الباقي "
* حديث شماره : 995 *
* ابي ايوب ، از ابو بصير ، از محمد بن مسلم از امام صادق عليه السلام روايت كرده اند كه فرمود : اين امر ( قيام حضرت مهدى عليه السلام ) واقع نخواهد شد تا آنكه دو ثلث مردم از بين بروند ، راوى مى گويد به حضرت عرض شد : اگر دو ثلث مردم از بين بروند ، پس چه باقى مى ماند ؟ حضرت ( ع ) ، فرمود : آيا راضى نيستيد شما آن ثلث باقى مانده باشيد .

 - " قدام هذا الامر بيوح ، قلت وما البيوح ؟ قال : قتل دائم لا يفتر "
* حديث شماره : 1223 *
* أحمد بن محمد بن ابونصر مي گويد : از ابو الحسن الرضا ( ع ) در رابطه با علائم ظهور حضرت حجة پرسيدم فرمود : قبل از ايام [ فرج ] بيوح بوجود خواهد آمد ، عرض كردم بيوح چيست ؟ فرمود : كشتار هميشگى كه فروكش نمي كند .
* حديث شماره : 584 *
* از علي عليه السلام نقل شده كه فرمود : اى مالك بن ضمرة ، چگونه خواهى بود زمانى كه ببينى ميان شيعيان به اينصورت اختلاف افتد ، و حضرت انگشتان خود را باز كرده و آنها را در هم فرو برد ، عرض كردم : اى امير المؤمنين آيا در آن زمان از خير خبرى نخواهد بود ؟ فرمود : آرى ، همهء خير در آنوقت است . اى مالك آن وقت است كه قائم ما قيام كرده و هفتاد تن از كسانى را كه به خدا و رسول او صلى الله عليه وآله دروغ بسته اند جلو كشيده و مىكشد ، سپس خداوند تمام شيعيان را بر امر واحدى جمع كرده و متفق مي نمايد " .

* حديث شماره : 585 *
* از علي عليه السلام است كه مىفرمود : مانند زنبور عسل در مبان پرندگان باشيد ، هيچ پرنده اى نيست كه زنبور عسل را ضعيف و ناچيز نشمارد ، در حاليكه اگر آنها مي دانستند كه در درون اين حيوان ( زنبور عسل ) چه بركتى وجود دارد هرگز آنرا ضعيف نمىشمردند . با زبان و بدنتان با مردم معاشرت كرده اما با قلب و دل خود از آنها دورى كنيد . سوگند به كسى كه جانم بدست اوست شما آنچه را كه دوست داريد نخواهيد ديد تا زمانيكه بعضى از شما بصورت برخى ديگر آب دهان انداخته و برخى ، بعضى ديگر را دروغگو خطاب كند ، و تا زمانيكه از شيعيان من مقدار اندكى ، مانند سرمه در چشم و نمك در غذا باقى نماند . براى شما مثالى خواهم زد ، مثل مردى را كه غذاى پاك و تميزى داشته و آنرا در خانه گذاشته وتا زمانى كه خدا مىخواهد از آنجا مىرود . سپس دو باره سراغ آن رفته در حاليكه كرم برداشته ، دوباره آنرا تميز كرده وپاك مي كند وداخل خانه گذاشته ومىرود تا زمانيكه خدا خواهد ، در حاليكه دوباره غذا كرم افتاده باز گشته وآنرا پاك و تميز كرده و همينطور تا آنكه ديگر از آن غذا مقدارى باقى مي ماند كه ديگر كرم زده نخواهد بود و همچنين شما امتحان شده و انتخاب مي شويد تا آنكه از شما جز گروهى كه فتنه ها در آن تأثير نخواهند گذاشت ، باقى نمي ماند .

* حديث شماره : 695 *
* مسكين رحال از على بن ابى مغيره ، از عميره دختر نفيل روايت كرده كه گفت : از امام حسن يا امام حسين عليه السلام است كه فرمود : امرى را كه منتظر آن هستيد ( قيام حضرت مهدى عليه السلام ) واقع نخواهد شد تا آنكه بعضى از شما از برخى ديگر دورى جسته وبرخى به صورت بعض ديگر آب دهان مي اندازند وبعضى ، برخى ديگر را تكفير مي كنند وبعضى بعض ديگر را لعنت مى نمايند . راوى مى گويد عرض كردم : بنابر اين در آن زمان از خير خبرى نخواهد بود ؟ حضرت فرمود : آن زمان خير وجود خواهد داشت چون حضرت قائم عليه السلام قيام كند ، تمام آن كارها را از بين خواهد برد .

* حديث شماره : 735 *
* جابر جعفى اين روايت را به نحو ارسال نقل كرده و مي گويد : به امام باقر عليه السلام عرض كردم : فرج شما چه زمان خواهد بود ؟ حضرت فرمود : چقدر دور است ، چقدر دور است ، سه بار فرمود : فرج بوجود نخواهد آمد تا آنكه غربال شويد ، غربال شويد ، غربال شويد ، تا آنكه خداوند تيره گيها را برطرف كرده وصافها و خالص ها باقى بمانند .
* حديث شماره : 974 *
* زائدة بن قدامه ، از عبدالكريم ، از امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : قيام حضرت قائم عليه السلام فعلا چگونه محقق خواهد شد ، در حاليكه هنوز جهان وفلك نچرخيده است . تا آنجا كه گفته مى شود آنحضرت از دنيا رفته يا كشته شده است ، معلوم نيست وى در كجا مي گردد . عرض كردم : گردش وچرخش فلك چيست ؟ فرمود : اختلاف شيعيان با يكديگر .

* حديث شماره : 1256 *
* ايوب بن نوح مىگويد : ابو الحسن عسكرى به من فرمود : اى ايوب ، خداوند هيچ پيامبر را بر نيانگيخت مگر پس از آنكه سه پيمان از او گرفت : گواهى به يگانگى خدا ، دور افكندن معبودان غير خدا ، و اينكه خداوند را اراده اى است كه هر كس را بخواهد برترى مىبخشد و هر كه را خواهد خوار می سازد ، آگاه باش ، اگر ميان آنان اختلافى بوجود آيد تا زمانيكه صاحب الامر قيام كند اين اختلاف همچنان ميان آنان وجود خواهد داشت .

 بیشتر مصادر حذف شد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 4:48  توسط ddddd12  | 

رجعت 

1152 - " أيام الله ثلاثة : يوم يقوم القائم عليه السلام ، ويوم الكرة ، ويوم القيامة "

* حديث شماره : 1152 *

* موسى بن حناط گفت از امام صادق ( ع ) شنيدم كه مى فرمود : ايام الله سه روز است ، روزى كه قائم ( ع ) ظهور كند ، وروز رجعت ، وروز رستاخيز "
1152 - المصادر :
* : مختصر بصائر الدرجات : ص 18

* حديث شماره : 1153 *
* اين روايت به نحو ارسال از امام صادق ( ع ) نقل شده كه حضرت در باره رجعت فرمود : " همانا كسانى كه ايمان ناب وكامل وكسانى كه كفر خالص داشته اند هنگام ظهور قائم ( ع ) به دنيا بر مى گردند ، ولى غير از اين افراد تا روز قيامت كسى به دنيا بر نمى گردد .

"
* حديث شماره : 875 *

* داود بن راشد ، از حمران بن اعين ، از امام باقر ( ع ) نقل كرده كه فرمود : بزودى همسايه شما ، حسين بن علي عليهما السلام ، دو باره به دنيا باز خواهد گشت و آنقدر حكومت مي كند كه ابروهاى وى از شدت پيرى به روى چشمانش مي افتد .
875 - المصادر :
* : بصائر الدرجات ، سعد بن عبد الله : - على ما في البرهان .
* : مختصر بصائر الدرجات : ص 22

*حديث شماره : 1156 *
* محمد بن مسلم مى گويد از حمران بن أعين وأبا الخطاب شنيدم كه آندو از امام صادق ( ع ) شنيده اند كه مى فرمود : نخستين كسى كه زمين برايش شكافته مى شود وبه دنيا بر مى گردد حسين بن علي عليهما السلام است ، رجعت عمومى نيست بلكه براى عده اى خاص است ، وجز كسانى كه ايمان خالص ويا كفر خالص داشته باشند ، رجعت ندارند "

* حديث شماره : 876 *
* محمد بن زيد نخعى ، از سيف بن عميره ، از امام باقر عليه السلام نقل كرده كه فرمود : هنگاميكه حضرت قائم عليه السلام قيام فرمايد ، به مؤمن در قبرش مى گويند : صاحبت قيام كرده اگر دوست داشته باشى مى توانى زنده شده وبه او ملحق گردى واگر هم دوست داشته باشى مي توانى تحت لطف وكرامت پروردگارت بمانى .
876 - المصادر :
* : الفضل بن شاذان : على ما في غيبة الطوسي .
* : دلائل الإمامة : ص 257

* حديث شماره : 1166*
* أحمد بن محمد از ابو عبد الله برقى مرفوعا از امام صادق ( ع ) نقل مى كند كه حضرت به داود رقى كه در حال رفتن بود نگريست وفرمود : كسى كه خوشحال مى شود به مردى از ياران قائم ( ع ) بنگرد ، بايد به اين شخص ( داود رقى ) بنگرد ، ودر جايى ديگر فرمود : وى را ( داود ) ميان خود به منزلهء مقداد رحمة الله ، بشمار آوريد .

درضمن دو حديث طولاني با شماره هاي 1161 و 529  در اين مورد وجود دارد

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 4:49  توسط ddddd12  | 

شام هنگام ظهور وقبل از آن

* حديث شماره : 267 *
* وليد بن عياش ، از عبد الله بن مسعود ، از رسول الله صلى الله عليه وآله روايت كرده كه حضرت فرمود : شما را از هفت فتنه كه پس از من اتفاق خواهد افتاد ، بر حذر مي دارم ، فتنه اى كه از مدينه بروز مي كند ، وفتنه ي مكه ، وفتنه اى كه از يمن ظاهر مي شود و فتنه اى از مشرق و فتنه اى كه از سمت مغرب پديدار مي شود و فتنه اى كه از داخل شام بوجود مي آيد و اين فتنه ي سفيانى مي باشد .
* حديث شماره : 732 *
* حسن بن محبوب ، از يعقوب سراج ، از جابر ، از ابو جعفر ( ع ) امام باقر روايت كرده كه فرمود : اى جابر حضرت قائم عليه السلام قيام نخواهد كرد تا آنكه فتنه ، مردم شام را چنان در بر بگيرد كه هر چه تلاش مي كنند از آن خلاص شوند نمي توانند ، وهمچنين كشتارى در بين كوفه وحيره واقع مى شود كه كشته هاى دو طرف به يك اندازه خواهند بود ومنادى در آسمان ندا خواهد داد .
* حديث شماره : 628 *

 از علي عليه السلام : زمانى كه پرچمهاى سپاه ( در شام ) با يكديگر اختلاف نمايند قريه اى از قراء ، ارم ، در زمين فرو رفته ( بواسطه ي زلزله ) وقسمت غربى مسجد آن خراب شده وسقوط مى نمايد . سپس سه پرچم ( وحزب ) اعلام موجوديت كرده ، اصهب ، ابقع ، وسفيانى وسفيانى از شام ، و ابقع ، از مصر خروج كرده اما سفيانى بر آنها پيروز مى گردد .
628 - المصادر :  ابن حماد ؛ ص 77

* حديث شماره : 212 *
* ابن زرير ، از عمار ياسر ، نقل كرده و آنرا به پيامبر ( ص ) نسبت نداده است : علامت حضرت مهدى عليه السلام اينست كه ، ترك ها بر شما ( مسلمانان ) هجوم آورند ، و خليفه وحاكم شما كه دارايى واموال را جمع مي كند ، از دنيا برود ، و پس از او شخص ضعيفى به خلافت مى رسد كه پس از دو سال از خلافت عزل مى گردد وزمانيكه قسمت غربى مسجد دمشق ، در زمين ( بواسطه ي زلزله ) فرو رود وسه نفر در شام خروج نمايند وهنگامي كه اهل مغرب به مصر ، مهاجرت كنند ، اين علامت خروج سفيانى مى باشد .
المصادر : الفضل بن شاذان : على ما في سند غيبة الطوسي

* حديث شماره : 631 *
* از علي عليه السلام : اختلافى كه در بين نيزه ها ( احزاب ) در شام اتفاق مي افتد نشانه اى از آيات الهى آشكار مى گردد گفته شد : آن چيست يا امير المؤمنين ؟ فرمود : زلزله اى در شام كه بيش از صد هزار نفر در آن كشته شده كه خداوند آن را براى مؤمنين رحمت وبراى كافرين عذاب قرار مى دهد . آن هنگام بنگريد به كسانى كه داراى قاطرهاى سفيد وسياه ( خاكسترى ) وگوش بريده وپرچمهاى زرد مى باشند كه از مغرب روى آورده وبه شام وارد مى شوند وآن زمانيست كه وحشت بزرگ ومرگ سرخ آنجا را فرا گرفته است . آنوقت بنگريد به فرو رفتن قريه اى از دمشق در زمين كه ، حرستا ، ناميده مى شود ، وهمانوقت فرزند هند جگر خوار ( سفيانى ) از محلى بنام ، يابس ، خروج كرده و بر دمشق تسلط مى يابد ، پس در آنزمان آماده ، خروج وقيام حضرت مهدى عليه السلام باشيد .
631 - المصادر : النعماني : ص 305 - 306 ب 18 ح 16

* حديث شماره : 1663 *
* جابر جعفى ، از امام باقر عليه السلام نقل كرده است : . . . . اهل شام در آن هنگام در مورد سه پرچم با يكديگر اختلاف مى كنند : پرچم اصهب ، وپرچم ابقع ، وپرچم سفيانى با بنى [ نسل ] ذنب الحمار ، تا جمع زيادى كه قبل از آن سابقه نداشته است كشته مي شوند  مردى به دمشق احضار ميشود ، و او وهمراهانش كشته مى شوند بگونه اى كه قبلا بيسابقه بوده است ، واز طائفه بنى [ نسل ] ذنب الحمار است ، وآن همان آيه اى است كه خداوند تبارك وتعالى فرموده است : " فاختلف الأحزاب من بينهم فويل للذين كفروا من مشهد يوم عظيم " ( گروههايى از ميان خودشان اختلاف كردند ، واى بر آنانكه كفر ورزيدند از مشاهده ي روزى بزرگ ) ، وسفيانى وهمراهان او ظاهر مي شوند .
1663 - المصادر : العياشي : ج 1 ص 64 ح 117

* حديث شماره : 1848 *
* جابر جعفى ، از امام باقر عليه السلام نقل كرده است كه فرمود : در جاى خود باش ( إلزم الارض ) ودست وپاى خود را حركت نده تا آنكه نشانه هايى را كه برايت ذكر مى كنم در مدت يك سال ببينى . ببينى كه ندا كننده اى در دمشق ندا مى دهد ، در يكى از نواحى دمشق فرورفتگى ( خسف ) روى خواهد داد وگروهى از مسجد آن ناحيه در آن خسف فرو مىروند ، هرگاه تركها را ديدى كه از دمشق گذشتند آنها پيش مي روند تا به جزيره مى رسند ، و روميان پيش مى روند تا به [ شهر ] رمله مى رسند ، وآن سال سالى است كه در هر سرزمين از سرزمينهاى عرب اختلاف روى خواهد داد . أهل شام در اين زمان بر سر سه پرچم اختلاف مى كنند ، پرچم أصهب ، پرچم أبقع ، وپرچم سفيانى ، با بنى ذنب الحمار ( عباسيها ) ، [ طائفه ] مضر ، وبا سفيانى ، دائى هاى او از [ طوائف ] كلب همكارى مي كنند ، سفيانى وپيروانش بر بنى ذنب الحمار چيره مي شوند ، تا آنكه كشتارى شود كه قبل از آن چنان كشتارى نشده باشد . مردى در دمشق حاضر گردد وبا همراهانش كشته شوند كه قبل از آن چنان كشتارى نشده باشد ، او از بنى ذنب الحمار ( عباسيها ) است ، وآن نشانه اى است كه خداوند تبارك وتعالى فرموده است : ( فاختلف الأحزاب من بينهم فويل للذين كفروا من مشهد يوم عظيم ) ( پس اختلاف كردند گروهها از ميان ايشان ، واى بر آنانكه از ديدار روزى بزرگ كفر ورزيدند ) .
1848 - المصادر :  العياشي : ج 1 ، ص 64 ، ح 117

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 13:20  توسط ddddd12  | 

سرزمين عراق هنگام ظهور وقبل از آن

حديث شماره : 794

عمرو بن شمر ، از جابر جعفى ، از امام باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : شما كجا و سفيانى كجا ، او خروج نخواهد كرد ، تا آنكه شيصبانى ، قبل از او خروج نمايد . او ( شيصبانى ) از سرزمين ، كوفان ، خروج كرده يكباره مانند آب از زمين جوشيده و دسته و گروه شما را خواهد كشت . آنوقت است كه بايد آماده خروج سفيانى وحضرت قائم عليه السلام باشيد .
794 - المصادر :
* : النعماني : ص 302 ب 18 ح 8

*حديث شماره : 235 *

ابعى بن حراش ، از حذيفه يمانى از رسول الله صلى الله عليه وآله روايت مي كند كه فرمود : واقعه اى در ، زوراء ، اتفاق خواهد افتاد . عرض كردند : اى رسول خدا ( ص ) زوراء ، چيست ؟ فرمود : شهرى است در مشرق ميان رودخانه ها كه بدترين خلق خدا و ظالمان و ستمگران امت من در آنجا ساكن خواهند بود . آنان به چهار نوع عذاب وبلا گرفتار مى گردند ، به شمشير ، وفرو رفتن در زمين ، و ريختن پرتاب شدن چيزهائى از آسمان بر سر آنها ، و مسخ شدن وبصورت حيوان در آمدن ، ونيز حضرت فرمود : زمانيكه سودانى ، در طلب اعراب بر مىآيد وبه اردن مى رسد ، در آن ميان است كه سفيانى در ميان سيصد و شصت سوار خروج نموده وبه دمشق مى رود وبه هر شهرى كه وارد مى شود از قبيله ، كلب ، سى هزار نفر با او بيعت مى نمايند ، آنگاه سپاهى به زوراء ، اعزام مي كند كه صد هزار نفر را در آنجا مى كشند ، سپس به سمت كوفه سرازير شده وآنجا را غارت مى نمايد ، در آن ميان پرچمى از شرق بدست مردى از بنى تميم بنام شعيب بن صالح ظهور مى نمايد ، كه اسراى اهل كوفه را از دست سپاه سفيانى خلاص كرده وخود سپاهيان را نيز مي كشد ، همچنين سفيانى سپاهى به مدينه مى فرستد كه سه روز آنجا را غارت كرده ، و آنگاه به سمت مكه حركت مى كنند . تا به زمين بيداء مىرسند خداوند به جبرئيل دستور مى دهد كه آنها را عذاب كن ، آنگاه جبرئيل ضربه اى به زمين مى زند وخداوند همه آنها را در زمين فرو مى برد ، كه تنها دو نفر از آنها زنده مى مانند تا براى سفيانى خبر ببرند ، ولى سفيانى از فرو رفتن سپاه نمى ترسد . پس از آن مردانى از قريش به قسطنطنيه گريخته ولى سفيانى ، كسانى را نزد پادشاه بزرگ روم ، مىفرستد كه آنها را به من برگردان ، و او نيز بر مى گرداند ، و سفيانى نيز آنها را در كنار دروازه شهر دمشق ، گردن مى زند . . . . . . .
و حضرت مهدى عليه السلام همراه با مسلمانان وارد دمشق مىشود واز آن سو نيز روميها براى جنگ به آنجا حركت مى كنند ، آنزمان پادشاه روم پنجمين نفر از خاندان هرقل است كه به او طباره ، مى گويند وفتنه ها در زمان او بروز مى كند . اما شما ( مسلمانان ) براى مدت هفت سال با روميها صلح نموده وبا كمك آنها با دشمن سومى مي جنگيد . و در سلامتى نيز غنيمت بدست مى آوريد . ودر زمين سر سبزى كه داراى تبه مى باشد فرود مى آئيد ، در آن ميان يكى از روميها مى گويد : صليب پيروز
شد ، ويكى از مسلمانان بپا خاسته و صليب را مى كشد ومى گويد خدا پيروز شد . . .

*حديث شماره : 194 *

حرب بن أبي أسود دوئلى ، از پدرش ، از على بن أبي طالب عليه السلام روايت كرده كه مىفرمايد : از دوستم حضرت محمد صلى الله عليه و سلم شنيدم كه مى فرمود : بزودى براى فرزندان عموى من شهرى در سمت مشرق ميان دجله و دجيل و قطربل و صرات خواهد بود ، در آن بناهايى از چوب وآجر وگچ وطلا خواهند ساخت وبدترين خلق خدا و ستمگران امت من در آن ساكن مي شوند ، آگاه باشيد كه بدست سفيانى هلاك خواهند شد بخدا سوگند گويا من مىبينم كه سقفهاى آنها فرو ريخته و ويران مي شوند .

* حديث شماره : 635 *
* از علي عليه السلام : بعد از آنكه نماينده ومأمور سفيانى كوفه ( عراق ) را به شدت زير پا گذاشت وآنجا را كاملا كوبيد ، وبهم زد ، سفيانى به او دستور مى دهد كه به طرف
حجاز حركت كند و او هم وارد مدينه شده ودر ميان قريش با شمشير عمل كرده واز قريش وانصار چهار صد نفر را كشته وشكم زنان را پاره كرده وبچه ها را مى كشند ونيز دو برادر وخواهر را به نام محمد وفاطمه را كشته وجلو در مسجد مدينه به دار مى كشد .
635 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 88

* حديث شماره : 1047 *
* حسين بن سعيد ، از منذر جوذى ، كه نقل كرده و مي گويد از امام صادق عليه السلام شنيدم مى فرمود : قبل از قيام حضرت قائم عليه السلام بواسطه پديدار شدن آتشى در آسمان وبالا رفتن وبزرگ شدن سرخى در آسمان مردم كيفر گناهان و معاصى خود را ديده وعذاب خواهند شد ، همچنين مردم بواسطه ي فرو رفتن شهر بغداد ، وشهر بصره در زمين وريخته شدن خونها وخراب شدن خانه ها ونابود گشتن مردم آنجا ( بصره ) وظاهر شدن ترس و وحشت در ميان مردم عراق كه آرام و قرار را از آنها خواهد گرفت ، عذاب مى گردند .
1047 - المصادر :
* : الارشاد : ص 361

* حديث شماره : 1048 *
* عثمان بن جبله ، از عمر بن أبان كلبى ، از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه حضرت فرمود : گويا مى بينم ، سفيانى ، يا نماينده او را كه بار و بنه ي خود را در ميدان كوفه ( ظاهرا مراد عراق است كه بدست سفيانى مى افتد ) پائين گذاشته ومنادى او فرياد زند كه : هركس سر يكى از شيعيان علي عليه السلام را بياورد ، هزار درهم جايزه مى گيرد ، آنگاه همسايه بر همسايه يورش مىبرد وبه بهانه اينكه او از شيعيان علي عليه السلام است او را گردن زده وهزار درهم مىگيرد ، آگاه باشيد حكومت شما در آنروز با زنا زاده گان خواهد بود گويا مي بينم كسى را كه ماسك به صورت دارد ، عرض كردم : دارنده ماسك كيست ؟ فرمود : شخصى از خود شما كه ظاهرا شيعه بوده وماسك ( به صورت دارد ( كنايه از اينكه جاسوس مى باشد ) وشما را شناسائى وانتخاب كرده ، سپس يكى يكى معرفى مىنمايد ، بدانيد كه او فرزند زناست .
1048 - المصادر :
* : الفضل بن شاذان : على ما في غيبة الطوسي .
* : غيبة الطوسي : ص 273

* حديث شماره : 476 *
* علي ( ع ) فرمود : ( اى اهل بصره ) اى اهالى شهرى كه تاكنون سه مرحله ، اهل خود را به كام مرگ فرستاده است خداوند متعال ، مرحلهء چهارم را نيز محقق ساخته و كامل مىكند ، اى لشكريان زن ( عايشه ) و اى طرفداران آن مركب ( شتر عايشه ، جمل ) كه چون فرياد زد اجابت كرديد و زمانى كه پى شد ، شكست خورديد و ( گريختيد ) زود رنجيده خاطر مىشويد ، و آيين شما نفاق است و آب آشاميدنىتان تلخ و غير قابل استفاده و خاك شهرتان بدبوترين خاكها و دورترين آنها از رحمت خداوندى است ، در اين شهر نسبت شرارت وتبهكارى ، نه دهم است ( يعنى از هر ده نفر ، نه نفر تبهكار وشرورند ) كسى كه در آن شهر بماند در اثر گناه اوست و آنكس كه از آن خارج شود ، رحمت خدا شامل وى شده است ، گويا مىبينم شهر شما ( بصره ) را آب پوشانده است ، بگونه اى كه غير از كنگره هاى مسجد كه مانند سينه ي پرنده ( مرغابى ) در وسط دريا آشكار است ، چيزي ديده نمىشود ، در اين هنگام احنف بن قيس بپا خاست و عرض كرد : اى امير مؤمنان اينها چه زمانى اتفاق مىافتد ، حضرت فرمود : اى ابا بحر ، تو آن زمان را هرگز درك نخواهى كرد ، فاصلهء ميان تو و آن زمان قرنها خواهد بود ، ولى بايد حاضرين شما به غائبين و آنها نيز به برادران دينى خود برسانند ، زيرا زمانى كه ديدند نيزارهاى آن تبديل به خانه ها و آسمانخراشها شده است ، پس فرار ، فرار ، كه در آن روز ، ديگر بصره اى باقى نخواهد ماند . سپس حضرت متوجه سمت راست خود شد و فرمود : فاصله ي ميان شما و ابله چقدر است ؟ منذر بن جارود عرض كرد : پدر و مادرم فدايت ، چهار فرسخ . حضرت بدو فرمود : راست گفتى ، به خدايى كه پيامبر اسلام حضرت محمد ( ص ) را به پيامبرى برانگيخت واو را به مقام نبوت كرامت بخشيد ، و رسالت را مخصوص وى گردانيد و مرغ روحش را شتابان در بهشت جاودان جايگزين فرمود ، از آن بزرگوار شنيدم ، همانگونه كه شما هم اكنون از من مىشنويد ، كه فرمود : اى على ، آيا مي دانى فاصله ي ميان جايى كه بصره نام دارد و ميان منطقه اى كه آنرا ابله مىنامند چهار فرسخ است ؟ در اين منطقه محل استقرار خراج گيران ( مأمورين ماليات ) خواهد شد ، در آن مكان هفتاد هزار نفر از امت من به شهادت مىرسند كه بمنزلهء جنگ بدر هستند ، منذر عرض كرد : اى امير مؤمنان ( ع ) پدر و مادرم فدايت ، چه كسى آنان را مىكشد ؟ حضرت فرمود : آنها بوسيله ي برادرانى كه مانند شياطين سياه چهره و بد بو هستند ، كشته مىشوند ، حرص و طمع آنها زياد است ، ولى در غارت و چپاول ، سودى اندك دارند ، خوش به حال كسى كه به دست اينان كشته شود ، گروهى براى مبارزهء با آنها پيشگام مىشوند كه نزد متكبران آن زمان ، خوار هستند ، در زمين ناشناس و در آسمان معروف اند ، آسمان و زمين و آنچه در آنهاست بر آنان مى گريند ، آنگاه چشمان مبارك حضرت پر از اشك گرديد و فرمود : واى بر تو اى بصره ، از سپاه و لشكرى كه نه صدا دارد و نه گرد و غبار ، منذر بار ديگر عرضه داشت ، آنچه فرموديد كه از ناحيه عزق براى آنان ( اهل بصره ) پيش مى آيد ، كدام است ؟ حضرت فرمود : اين لفظ ( واى ) داراى دو در است ، يكى در رحمت وديگرى در عذاب ، آرى اى فرزند جارود ، خونخواهانى بزرگ كه گروهى از آنان برخى ديگر را به قتل مى رسانند ، واز آن جمله فتنه و آشوبى است كه ويرانى خانه ها وشهرها وغارت اموال را بدنبال خواهد داشت ، واسارت زنانى كه با وضع بسيار دلخراشى سر بريده مىشوند ، اى واى ، كه تا چه اندازه سرگذشت آنان شگفت آور است ! و از جملهء آن نشانه ها ، دجال بزرگ يك چشم است كه چشم راست او ناپيدا است ودر چشم ديگرش لكه اى مانند گوشت جويده شده ديده مىشود ، كه آميخته به خون است ، چشم وى مانند دانه ي انگورى است كه روى آب شناور باشد از حدقه بيرون آمده است ، گروهى از مردم بصره هستند كه تعدادشان به اندازه ي شهداى ، ابله ، مي رسد وانجيل ها را حمايل دارند از او پيروى مي كنند ، در آن زمان عده اى كشته مي شوند و عده اى فرار مى كنند وپس از آن ، لرزش زمين ، به اطراف پرتاب شدن ، فرو رفتن در زمين ، وبصورت ديگر در آمدن شكل و قيافه هاست ، آنگاه گرسنگى در اثر قحطى وپس از آن مرگ سرخ ، يعنى ( غرق ) اتفاق مى افتد . اى منذر : شهر بصره در كتب آسمانى ، داراى سه نام ديگر غير از بصره است كه جز دانشمندان و علماء آنها را كسى نمي داند از جمله ، خريبه ، تدمر ، ومؤتفكه است . اى منذر - بخدايى كه دانه را شكافت وانسانها را آفريد ، اگر بخواهم شما را از ويرانى عرصات ، عرصه به عرصه آگاه مىسازم وبه شما مىگويم كه چه هنگام ويران مىشوند وچه زمانى پس از ويرانى تا روز قيامت آباد مي گردند ، و من در اين زمينه علم و دانش فراوان دارم ، اگر از من بپرسيد خواهيد دانست كه كليه امور مربوط به آنرا مى دانم " .
476 - المصادر :
* : شرح نهج البلاغة ، ابن ميثم البحراني : ج 1 ص 289 - 290 الخطبة 13

* حديث شماره : 723 *
* ابو خالد كابلى مى گويد : امام زين العابدين عليه السلام بمن فرمود : اى ابا خالد فتنه هائى مانند تاريكى شبهاى تار شما را فرا خواهد گرفت كه جز كسانى كه خداوند از آنها پيمان گرفته كسى نجات نخواهد يافت . آنها هستند كه چراغ هدايت و چشمهء علم بوده و خداوند ايشان را از هر فتنه ي ظلمانى نجات خواهد داد گويا مي بينم صاحبتان را در بالاى ، نجف ، پشت ، كوفان ، در ميان سيصد و اندى ( سيصد وسيزده نفر ) از مردان كه جبرئيل از سمت راست وميكائيل از سمت چپ واسرافيل از جلو او را در برگرفته اند و او پرچم رسول الله صلى الله عليه وآله را باز مي نمايد ، با آن
پرچم به هيچ گروهى حمله نمى كند جز آنكه خداوند آن قوم وگروه را هلاك خواهد كرد .
723 - المصادر :
* : أمالي المفيد : ص 45 المجلس 6 ح 5

* حديث شماره : 777 *
* ابوسعيد خراسانى ، از امام صادق و آن حضرت از امام باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : زمانى كه حضرت قائم ( عليه السلام ) در مكه قيام كرده و مى خواهد بسمت كوفه حركت نمايد ، منادى حضرت ندا مي دهد كه هيچكس آب وغذا همراه خود بر ندارد وسنگ موسى بن عمران را كه وزن آن باندازه يك بار شتر است همراه خود بر داشته ودر هر منزلى كه فرود مى آيد ، چشمه اى از آن بيرون مي آيد ، و هر كسى را كه گرسنه است سير كرده و هر كه را كه تشنه است سيراب مى نمايد ، وفقط همين ( سنگ ) زاد وتوشه آنها خواهد بود تا از پشت كوفه وارد نجف شوند .
777 - المصادر :
* : بصار الدرجات : ص 188 ب 4 ح 54

* حديث شماره : 651 *
* از علي عليه السلام كه مى فرمود : روزى ، كوفه ، وحيره ، بهم وصل خواهند شد بصورتى كه زمينها بين آنها به دينارها فروخته مى شود ( يعنى قيمت زيادى پيدا خواهد كرد ) ودر دره ، حيره ، مسجدى ساخته خواهد شد كه پانصد در داشته وجانشين حضرت قائم عليه السلام عجل الله تعالى فرجه در آن نماز خواهد خواند ، زيرا مسجد كوفه براى آنها ديگر كوچك خواهد بود و همچنين دوازده امام عادل ( عليهم السلام ) در آن نماز خواهند گذاشت . عرض كردم يا امير المؤمنين : آيا مسجد كوفه اى را كه امروز براى مردم توصيف مى نمائى ، توسعه داده خوهد شد . فرمود : چهار مسجد در آن ساخته خواهد شد كه مسجد كوفه كوچكترين آنها خواهد بود واين مسجد و در مسجد ديگر در دو طرف كوفه از اينطرف واينطرف ، با دست اشاره كرد به طرف محل ، بصريها ، وغريها .
651 - المصادر :
* : التهذيب : ج 3 ص 253 - 254 - ح 19

* حديث شماره : 1050 *
* ابراهيم بن عمر يمانى ، از ابوبصير ، از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : حكومت آنها ( دشمنان ما ) از بين نخواهد رفت تا آنكه در روز جمعه اى مردم را در كوفه كشتار نمايند ، گويا مى بينم سرهائى را كه در بين باب فيل ، و باب اصحاب صابون ، به زمين مي ريزد .

* حديث شماره : 839 *
* سيف بن عميره ، از ابو بكر حضرى نقل كرده كه گفت : به امام صادق يا امام باقر عليهما السلام عرضكردم كه : بعد از حرم خداوند وحرم رسول الله صلى الله عليه وآله كدام بقعه وحرم از همه بر تر مى باشد حضرت فرمود : اى ابوبكر ، كوفه . آنجا ( كوفه ) پاك وطاهر بوده ودر آنجا قبور پيامبران مرسل وغير مرسل واوصياء صادق وراستگو مى باشد مسجد سهيل ، در آنجاست ، كه خداوند هيچ پيامبرى را نفرستاد جز آنكه در آنجا نماز خوانده است واز آنجا عدل خداوند ظاهر شده ودر آنجا قائم خداوند وقيام كنندگان بعد از آنحضرت خواهند بود ، وآنجا منزل وخانه پيامبران واوصياء صالحان مى باشد .
839 - المصادر :
* : كامل الزيارات : ص 30 ب 8 ح 11

* حديث شماره : 1075 *
* مرازم بن عبد الله ، از ابوبصير ، از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه فرمود : اى ابا محمد
( كنيه ي ابو بصير ) گويا مى بينم حضرت قائم عليه السلام در مسجد سهله همراه با اهل وعيال خود وارد شده است ، عرضكردم ، آنجا منزل اوست ؟ فرمود : آرى ، آنجا منزل ادريس عليه السلام نيز بوده است ، وخداوند هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد جز آنكه در آن مسجد نماز خوانده است ، وكسي كه در آن مسجد اقامت نمايد ، گويا در خيمهء رسول الله صلى الله عليه وآله اقامت نموده است ، وهيچ زن ومرد مؤمنى نيست كه دلش با آنجا نباشد ، وهيچ شب وروزى نمىگذرد جز آنكه فرشتگان به آن پناه برده و در آنجا خدا را عبادت مى نمايند ، اى ابا محمد اگر من نزديك شما ( نزديك كوفه ) بودم ، هيچ نمازى نمى خواندم مگر در آن مسجد ، سپس زمانيكه قائم ما ( عليه السلام ) قيام نمايد ، خداوند براى رسول خود وما ( از دشمنان ) انتقام خواهد گرفت .
1075 - المصادر :
* : المزار الكبير : - على ما في البحار .
* : قصص الراوندي : ص 80 ح 63

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 6:14  توسط ddddd12  | 

مصر + یمن +فلسطین

سرزمین مصر هنگام ظهور وقبل از آن
*حدیث شماره : 825 *
*
ابو اسحاق النباء ، از جابر جعفى ، از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود : با حضرت قائم ( علیه السلام ) در بین رکن ومقام سیصد وچند نفر ( سیصد وسیزده نفر ) به تعداد أهل بدر بیعت مى کنند که بزرگان ونجباء مصر وابدال واولیائى از شام واخیار وپاکانى از عراق در میان آنها است ، وتا مقدارى که خدا بخواهد در دنیا خواهند بود ( یا حکومت خواهند کرد ) .

795 - " یخرج قبل السفیانی مصری ویمانی "
* حدیث شماره : 795 *
*
فضل بن شاذان ، از ابن فضال ، از ابن بکیر ، از محمد بن مسلم ، بدون نسبت به امام باقر ( ع ) آمده است که قبل از سفیانى ، مصرى و یمانى خروج خواهند کرد .
795 - المصادر :
* :
الفضل بن شاذان : على ما فی غیبة الطوسی .
* :
غیبة الطوسی : ص 271

* حدیث شماره : 1190 *
*
حسن بن جهم مى گوید : از ابو الحسن ( ع ) درباره مسأله ( فرج ) سؤال کردم حضرت فرمود : آنرا بگونه اى مفصل برایت بیان کنم یا بطور خلاصه ، عرض کردم مىخواهم آنرا برایم خلاصه بیان فرمایى ، حضرت فرمود : ( فرج ) آن زمان است که درفش هاى قیس در مصر و درفش هاى کنده در خراسان به حرکت درآید .
1190 - المصادر :
* :
الفضل ( بن شاذان ) - على ما فی غیبة الطوسی .
* :
الارشاد : ص 360

*
حدیث شماره : 1228 *
*
معمر بن خالد از ابى الحسن ( ع ) روایت کرده که فرمود : گویى درفش هاى سبز رنگ آمیزى شده اى را مىبینم که از مصر مىآیند تا به شامات مىرسند و از [ آنجا ] به سمت فرزند صاحب الوصیات هدایت مىشوند .
1228 - المصادر :
* :
الفضل بن شاذان : على ما فی الارشاد .
* :
الارشاد : ص 360

*
حدیث شماره : 232 *
*
بکر بن سواده ، از دانشمندى حمیرى نقل کرده و آنرا به پیامبر ( ص ) نسبت نداده است ، در آن حدیث آمده است : در این بیابان وریگزار آفریقا روزى بر دشمنان شما خواهد گذشت که در آن روز روم با هشتصد کشتى در این ریگزار با شما خواهد جنگید ، سپس خداوند آنها را بدست شما شکست داده تا آنکه شما کشتى هاى آنها را گرفته و با همانها به خود روم حمله ور مىشوید ، هنگامیکه به آنجا مىرسید ، سه تکبیر گفته که قلعه آنها بواسظهء تکبیر شما بلرزش در مى آید وبا تکبیر سوم تا یک مایل فرو مى ریزد ، آنوقت شما داخل آنجا شده ابرى آنها را در تاریکى فرو برده ولى مانع ورود شما به آنجا نمى گردد ، وقبل از آنکه گرد وغبار فرو نشیند شما خود را بر فرشهاى آنها ( داخل خانه هایشان ) احساس مى نمائید .
232 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 132

*
حدیث شماره : 212 *
*
ابن زریر ، از عمار یاسر ، نقل کرده و آنرا به پیامبر ( ص ) نسبت نداده است : علامت حضرت مهدى علیه السلام اینستکه ، ترک ها بر شما ( مسلمانان ) هجوم آورند ، و خلیفه وحاکم شما که دارایى واموال را جمع مىکند ، از دنیا برود ، و پس از او شخص ضعیفى به خلافت مى رسد که پس از دو سال از خلافت عزل مى گردد وزمانیکه قسمت غربى مسجد دمشق ، در زمین ( بواسطهء زلزله ) فرو رود وسه نفر در شام خروج نمایند وهنگامیکه اهل مغرب به مصر ، مهاجرت کنند ، این علامت خروج سفیانى مى باشد .
* *
* : الفضل بن شاذان : على ما فی سند غیبة الطوسی .
* :
غیبة الطوسی : ص 268
------------------------------------------------------------------------
فلسطین و بیت المقدس
· حدیث شماره : 124 *
* (
ابو ذر نقل مى کند که از رسول خدا صلى الله علیه وآله سؤال شد : نماز در بیت المقدس افضل است یا در مسجد شما ؟ حضرت فرمود : نماز در مسجد من از چهار نماز در بیت المقدس بهتر است ، و بیت المقدس مصلاى خوبى است زمین محشر و محل حشر ونشر است ، زمانى بر مردم بیاید که یک قطعهء زمین به اندازه یک تیررس که از آنجا بیت المقدس را ببینند براى آنها بهتر از تمام دنیا و آنچه در آن هست ، باشد .



· *
حدیث شماره : 179 *
* "
امیر المؤمنین علیه السلام در یک حدیث طولانى از پیامبر صلى الله علیه وآله نقل مىکند : که بخشى از آن حدیث این است : خداوند متعال از آنچه آفریده یکى را برگزیده است ، از زمینها و مکانهاى متبرکه یکى را برگزید واز میان اینها یکى را انتخاب نمود ، از مکانها ، مکه و مدینه و بیت المقدس را برگزید وفرمود : نماز در مسجد من از هزار نماز در غیر آن برتر است ، مگر نماز در مکه وبیت المقدس ، واز شبها ، شبهاى جمعه و نیمهء شعبان و قدر وعید فطر وقربان را برگزید .



· *
حدیث شماره : 32 *
*
یحیى بن ابى عمرو ، از عمرو بن عبد الله حضرمى از ابو امامه ، روایت کرده که گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : همیشه گروهى از امت من پیروزمندانه دین را حفظ مىکنند ، بر دشمنانشان چیره و غالبند ، مخالفت با آنها بجز آنچه از زحمت و مشقت به آنها مىرسد ضررى بر آنها ندارد ، تا اینکه امر پروردگار ( ظهور ) بیاید و آنها با همین وضع هستند ، گفتند : اى رسول خدا آنها کجا هستند ؟ حضرت فرمود : در بیت المقدس و اطراف و نواحى آن .



· *
حدیث شماره : 33 *
*
از عامر أحول ، از ابو صالح خولانى ، از ابو هریره ، از رسول خدا ( ص ) منقول است که فرمود : همیشه گروهى از امت من بر دروازه هاى دمشق و اطراف آن ، و بر دروازه هاى بیت المقدس و اطراف آن جنگ مىکنند ، دست از یارى کشیدن افرادى که خوارى آنها را مىخواهند ضررى به حالشان ندارد ، آنها پیروزمندانه بر حق ثابتند تا قیام ( حضرت مهدى علیه السلام ) بپا شود .



· *
حدیث شماره : 73 *
* (
ابو سعید خدرى از رسول الله صلى الله علیه وآله نقل مىکند که آن حضرت فرمود : ) مردى از امت من ظهور خواهد کرد که به سنت من عمل مىکند ، خداوند برکت را از آسمان براى او فرو خواهد فرستاد وزمین برکات خود را براى او بیرون خواهد ریخت ، زمین را آکنده از عدل خواهد نمود ، همچنانکه پر از جور شده است ، هفت سال بر این امت حکومت کرده و وارد بیت المقدس خواهد شد .



· *
حدیث شماره : 228 *
*
محمد بن حنفیه روایت کرده و آنرا به پیامبر ( ص ) نسبت نداده است : خلیفه اى از بنى هاشم در بیت المقدس فرود مى آید که زمین را پر از عدل مىکند ، بناى بیت المقدس را بگونه اى مىسازد که مانند آن هرگز ساخته نشده است ، چهل سال حکومت مى کند وصلح روم براى مدت هفت سال بدست آن حضرت صورت مى گیرد . .
------------------------------------------------------------------------------------------------
سرزمین یمن ویمانی
حدیث شماره : 188 *
*
على بن أبی طالب از رسول خدا صلى الله علیه وآله نقل مى کند که آن حضرت فرمود : کسى که اهل یمن را دوست بدارد مرا دوست داشته است وکسى که با اهل یمن دشمنى کند مرا دشمن داشته است .

*
حدیث شماره : 783 *
*
وهیب بن حفص ، از ابوبصیر ، از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود : زمانى که ببینید آتشى از سمت مشرق مانند ستون بلندى سه یا هفت روز پدیدار شده است آمادهء فرج آل محمد علیهم السلام ( قیام حضرت مهدى علیه السلام ) باشید اگر خداوند متعال بخواهد ، که خداوند عزیز و حکیم مىباشد . . . سپس حضرت فرمود : خروج سفیانى و یمانى و خراسانى در یک سال ودر یک ماه ودر یک روز پشت سر هم ( مثل دانه هاى تسبیح ) واقع شده وگرفتارى وبلا وناراحتى از هر سو روى مىآورد ، واى بر کسیکه با آنها مخالفت نماید . در میان آنها پرچمى هدایت کننده تر از پرچم یمانى یافت نمى شود . زیرا آن پرچم هدایت استکه بسوى حضرت صاحب الزمان ( علیه السلام ) دعوت مى نماید . زمانى که یمانى خروج کند ، فروش اسلحه به مردم و به مسلمانان حرام مى گردد . وزمانیکه یمانى خروج کند همراه او قیام کن که پرچم او پرچم هدایت مى باشد . وهیچ مسلمانى حق ندارد با او مخالفت کرده وسر پیچى نماید هر که چنین کارى کند از اهل آتش خواهد بود . زیرا او به حق وبه راه مستقیم دعوت می نماید .

795 - "
یخرج قبل السفیانی مصری ویمانی "
*
حدیث شماره : 795 *
*
فضل بن شاذان ، از ابن فضال ، از ابن بکیر ، از محمد بن مسلم ، بدون نسبت به امام باقر ( ع ) آمده است که قبل از سفیانى ، مصرى و یمانى خروج خواهند کرد .

*
حدیث شماره : 1037 *
*
سیف بن عمیره ، از بکر بن محمد ازدى ، از امام صادق علیه السلام : خروج آن سه نفر ، خراسانى وسفیانى ویمانى ، در یک سال ویک ماه ویک روز خواهد بود ودر آن میان هیچ پرچمى هدایت کننده تر از پرچم ، یمانى ، نخواهد بود ، زیرا وى بسوى حق هدایت مى نماید .

* حدیث شماره : 1043 *
*
محمد بن ابى عمیر ، از هشام بن سالم ، از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود : یمانى وسفیانى مانند دو اسب مسابقه دهنده همدوش یکدیگر پیش خواهند رفت .

- "
أنى یخرج ذلک ؟ ولما یخرج کاسر عینیه بصنعاء "
* حدیث شماره : 1044 *
*
محمد بن سنان ، از عبید بن زراره ، روایت کرده و می گوید نزد امام صادق علیه السلام سخن از ، سفیانى ، به میان آمد ، حضرت فرمود : او چگونه خروج خواهد کرد در حالیکه هنوز شخصى که شکننده چشمهاى اوست از صنعا ( یمن ) خروج نکرده است .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 6:9  توسط ddddd12  | 

حجاز هنگام ظهور وقبل از آن

" إذا وقعت النار في حجازكم ، وجرى الماء بنجفكم فتوقعوا ظهور قائمكم "
* حديث شماره : 580 *
* از كتاب عجائب البلدان به طريق ارسال از امام صادق ( ع ) نقل شده كه على عليهما السلام فرمود : زمانى كه آتشى در حجاز نمايان شود و آب در نجف سرازير گردد ، آنوقت است كه بايد آمادهء ظهور قائمتان باشيد .
580 - المصادر :
* : عجائب البلدان : على ما في الصراط المستقيم .
* : الصراط المستقيم : ج 2 ص 258 ب 11 ف 11

 

* حديث شماره : 40 *
* از يكى از پسران سعد بن ابى وقاص نقل شده كه گفت : از پدرم شنيدم ، گفت : از رسول خدا ( ص ) شنيدم مىفرمود : اسلام غريبانه شروع شد و به همان حالت اولى بر خواهد گشت ، پس خوشا بحال غريبها ، زمانيكه مردم فاسد شوند سوگند به آن كه جان ابو القاسم ( حضرت محمد صلى الله عليه وآله ) در دست اوست ايمان ميان اين دو مسجد ( مكه ومدينه ) گرد خواهد آمد همانگونه كه مار در آشيانهء خود جمع می شود .
* حديث شماره : 952 *
* اين روايت را أبان بن تغلب مرفوعا از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه فرمود : زمانى بر مردم خواهد آمد كه در آن برهه اى وجود دارد كه علم مانند مارى كه به لانه خود پناه مىبرد . به گوشه اى پناه برده و در آن هنگام است كه ستاره اى بر مردم طلوع خواهد كرد ، عرض كردم : سبطه چيست ؟ فرمود : برهه اى از زمان . عرض كردم : در آن موقع چه بايد بكنيم ؟ فرمود : بر آن چه كه هستيد باقى مانده تا خداوند ستارهء شما را ظاهر سازد .
952 - المصادر :
* : النعماني : ص 159 ب 10 ح 6

 

* حديث شماره : 998 *
* علي بن حسن ، از أبان بن تغلب از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : چگونه خواهى بود زمانى كه ميان دو مسجد ( مكه ومدينه ) جنگ رخ بدهد . و آنگونه كه مار به آشيانهء خود پناه مى برد علم و دانش به گوشه اى خزيده ونهان خواهد شد وشيعيان با يكديگر اختلاف پيدا كرده و بعضى ، برخى ديگر را دروغگو خطاب كرده وبرخى ، بصورت بعضى ديگر آب دهان خواهند انداخت ، عرض كردم : فدايت شوم ، آيا آنزمان از خير خبرى نخواهد بود ؟ سه بار فرمود ، بلكه خير كامل آن زمان خواهد بود ( زيرا حضرت مهدى عليه السلام قيام خواهد فرمود ) .
998 - المصادر :
* : الكافي : ج 1 ص 340 ح 17

 

* حديث شماره : 811 *
* حسن بن محبوب ، از ابو حمزه ثمالى نقل كرده كه گفت : به امام صادق عرض كردم : امام باقر عليه السلام مى فرمود : خروج سفيانى واختلاف فرزندان عباس ( بنى عباس ) وكشته شدن نفس زكيه ، وقيام حضرت مهدى عليه السلام از وقايع حتمى در جهان ، مى باشد . عرضكردم : نداء آسمانى چگونه مى باشد ؟ فرمود : منادى در اول روز از آسمان ندا مىدهد كه : حق با على وشيعيان او مى باشد سپس شيطان لعنه الله در اخر روز فرياد مى زند كه : حق با سفيانى وپيروان او مى باشد ، آنوقت استكه افراد باطل در شك خواهند افتاد
811 - المصادر :
* : الفضل بن شاذان : على ما في الارشاد ، وغيبة الطوسي .
* : كمال الدين : ج 2 ص 652 ب 57 ح 14

 

-        827 - " ليس بين قيام قائم آل محمد وبين قتل النفس الزكية إلا خمسة عشر ( كذا ) ليلة "
* حديث شماره : 827 *
* شعيب بن حذاء ، از صالح خادم بنى عذراء ، از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه فرمود : بين قيام حضرت قائم آل محمد ( صلوات الله عليهم ) وبين كشته شدن نفس زكيه ، بيش از پانزده شب فاصله نخواهد شد .
827 - المصادر :
* : الفضل بن شاذان : - على ما في غيبة الطوسي .
* : كمال الدين : ج 2 ص 649 ب 57 ح

 

* حديث شماره : 831 *
* اين روايت را ابوبصير مرفوعا از امام باقر عليه السلام نقل كرده كه فرمود : حضرت قائم عليه السلام به اصحابش مى فرمايد : اى قوم : اهل مكه ما را نمى خواهند ، ولى خداوند مرا فرستاده تا با آنها بحث ومناظره نمايم آنگونه كه سزاوار مى باشد . آنگاه يكى از اصحابش را فرا خوانده وبه او مي گويد : به مكه برو وبه آنها بگو : اى اهل مكه من فرستاده فلانى هستم ، كه براى شما پيغام داد : ما اهل بيت رحمت ومعدن رسالت وخلافت بوده وذريه محمد ( صلى الله عليه وآله ) وسلاله پيامبران مى باشيم بما ظلم شده وحق ما را خورده و ما را مقهور كرده و به زور حقوق ما را از زمان رحلت پيامبرمان تا به امروز سلب كرده اند . ما از شما ( اهل مكه ) يارى مى خواهيم ، ما را يارى نمائيد . هنگاميكه آن جوان ( فرستاده حضرت ) اين خبر را براى اهل مكه مى برد او را در بين ركن ومقام گردن مي زنند . واو همان نفس زكيه ، مى باشد . زمانيكه اين خبر به امام ( عليه السلام ) مى رسد به اصحابش مى فرمايد : به شما نگفتم كه اهل مكه ما را نمي خواهند . پس او را دعوت نمى كنند تا آنكه حضرت خروج كرده ودر عقبه طوى ، در ميان سيصدوسيزده نفر به عدد أهل بدر . فرود مى آيد وبه مسجد الحرام مي رود . چهار ركعت نماز در مقام ابراهيم خوانده سپس به حجر الاسود تكيه مي دهد ، آنگاه خدا را حمد وثنا كرده وپيامبر را ياد نموده وبر او صلوات مى فرستد وچنان سخن خواهد گفت كه هيچ كس تا آنموقع چنان سخن نگفته است . اولين كسانى كه با او بيعت مي كنند ميكائيل وجبرئيل مى باشند وهمراه ايندو رسول الله وامير المؤمنين ( صلوات الله عليهما ) قيام كرده ونامه اى به آنحضرت مى دهند كه شديدا بر عليه عرب مى باشد وهنوز مهر آن خيس مى باشد . به آنحضرت مى فرمايند : به آنچه كه در نامه است عمل نما . وآن سيصدنفر وعده كمى از اهل مكه با آنحضرت بيعت مى نمايند . سپس از مكه خارج شده تا آنكه وارد چيزى مانند حلقه مى شود ، راوى مى گويد : عرضكردم : حلقه چيست : فرمود : ده هزار مرد : جبرئيل از سمت راست وميكائيل از چپ ، آنگاه پرچم آشكار وبارزى را به اهتزاز در آورده وباز مى نمايد كه آن پرچم رسول الله صلى الله عليه وآله است كه نامش ، سحابه ، مي باشد ونيز زره رسول الله صلى الله عليه وآله كه نامش . سابغه بوده وشمشير رسول الله صلى الله عليه وآله كه نامش ذى الفقار مى باشد ، همراه آنحضرت خواهد بود .

-        831 - المصادر :
* : السيد علي بن عبد الحميد : على ما في البحار .
* : البحار : ج 52 ص 397 ب 26 ح 81

 

* حديث شماره : 1003 *
* يعقوب بن يزيد ، از زياد قندى ، از گروهى از يارانش از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه از آن حضرت سئوال شد ، آيا خروج سفيانى از وقايع حتميه است ؟ حضرت فرمود : آرى وكشته شدن نفس زكيه وقيام حضرت قائم ( عليه السلام ) از وقايع حتميه بوده وفرو رفتن ( سپاه سفيانى ) در سرزمين بيداء وظاهر شدن دستى از آسمان ، ونداء از آسمان هم از حتميات است . عرض كردم : منظور از ندا چيست ؟ فرمود : منادى از آسمان باسم حضرت قائم وپدرش ( عليهما السلام ) ندا خواهد داد .
1003 - المصادر :
* : النعماني : ص 257 ب 14 ح 15

1004 - " من المحتوم الذي لابد أن يكون من قبل قيام القائم خروج السفياني ، وخسف بالبيداء ، وقتل النفس الزكية ، والمنادي من السماء "
* حديث شماره : 1004 *
* ابي خالد قماط ، از حمران بن أعين ، از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه فرمود : از رخدادهاى قطعى كه پيش از قيام حضرت قائم ( عليه السلام ) اتفاق خواهد افتاد خروج سفيانى وفرو رفتن ( سپاه وى ) در زمين بيداء ، وكشته شدن نفس زكيه ، ونداء منادى از آسمان ، مى باشند
1004 - المصادر :
* : النعماني : ص 264 ب 14 ح 26 - أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد بإسناده عن هارون بن مسلم ، عن أبي خالد القماط ، عن حمران بن أعين ، عن أبي عبد الله عليه السلام أنه قال : -
* : البحار : ج 52 ص 294 ب 26 ح 44 - عن النعماني .
* : منتخب الأثر : ص 455 ف 6 ب 6 - عن النعماني .

 

* حديث شماره : 997 *
* حسن بن محبوب ، از ابراهيم ( بن زياد ) خارقى ، از ابو بصير ، از امام صادق به نقل از امام باقر عليهما السلام آورده كه فرمود : آرى ، آن ( ظهور قائم عليه السلام ) نخواهد شد تا آنكه ميان ، بنى فلان ، اختلاف افتاده ، وبه روى يكديگر شمشير بكشند ، حلقه تنگ شود وسفيانى خروج نمايد وبلاء شدت يابد ، ومرگ وكشت وكشتار مردم را فرا بگيرد كه مجبور شوند به حرم خداوند وحرم رسول الله صلى الله عليه وآله ( به مكه ومدينه ) پناه ببرند .

 

* حديث شماره : 1000 *
* عمار بن مروان ، از ابوبصير ، از امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : هر كس مرگ ، عبد الله ، ( ظاهرا پادشاهى در حجاز وعربستان خواهد بود ) را به من خبر دهد وضمانت نمايد ، من هم ضمانت مى كنم براى او حضرت قائم عليه السلام را ، سپس فرمود : پس از مرگ ، عبد الله ، آن زمان ديگر مردم به گرد كسى جمع نمىشوند تا آنكه صاحب شما بيايد انشاء الله ، آنوقت ديگر مدت پادشاهى يك سال يا چند سال نبوده ، بلكه چند ماه يا چند روز مى شود ، راوى مى گويد عرضكردم : آيا آن ايام طولانى خواهد بود ؟ فرمود : خير .
1000 - المصادر :
* : الفضل بن شاذان : على ما في غيبة الطوسي .
* : غيبة الطوسي : ص 271

*حديث شماره : 1452 *
* جابر جعفى از امام باقر ( ع ) روايت كرده است كه فرمود : اى جابر ، پا برجا و استوار برزمين باش ودست وپاى خودرا حركت نده تا علامات ونشانه هايى را براى تو بيان كنم كه سالى آنها را خواهى ديد ، مى بينى كه ندا دهنده اى در دمشق ندا مى كند ودر يكى از شهرهاى آن [ روستاهاى آن ] فرورفتگى زمين ايجاد مى شود [ زمين فرو مى رود ] . . . كه تركها از آنجا گذشته تا به جزيره رسيدند وروميان در رمله فرود آمدند ، آن سالى است كه در تمام سرزمينهاى اعراب اختلاف بوجود مى آيد ، وشاميان برسرسه درفش ، اصهب ، وابقع وسفيانى با بنى ذنب الحمار مضر [ حاكمان بد آنروز ] به اختلاف مى پردازند ، والى هاى سفيانى از قبيلهء كلب با او هستند ، سفيانى وهمراهانش بر بنى ذنب الحمار پيروز مى شوند ، به گونه اى كه كشتار مى شوند كه هرگز براى چيزى چنين كشتارى نشده است ، ومردى در دمشق حضورمى يابد واووهمراهانش به نحوى كشته مى شوند ، كه هيچكس كشته نشده است ، واين آيهء شريفه اى است كه مى فرمايد : " احزاب ودسته ها ميان خود به اختلاف پرداختند ، واى بركسانى كه كفر ورزيدند ، از مشاهدهء روزى بزرگ " سفيانى وهواداران او پيروز مىگردند ، تا آنجا كه هيچ اهتمامى ندارند جز آل محمد صلى الله عليه وآله وپيروان آنها ، سپاهى را به كوفه اعزام مى كند وپيروان آل محمد ( ص ) را در كوفه كشتار نموده وبه دار مىآويزند ، وآنگاه ، درفشى از خراسان رو مىآورد تا اينكه در ساحل دجله فرود مىآيد . مردى ضعيف از غير عرب همراه با يارانش خروج مى كند ودر پشت كوفه ( نجف ) كشته مى شود ، سفيانى گروهى رابه مدينه اعزام مى كند ودرآنجا مردى را تقبل مىرساند ومهدى ومنصور از آن شهر مى گريزند ، كوچك وبزرگ آل محمد دستگير مى شوند وبى آنكه يك تن از آنها رها شود همگى به زندان افكنده مى شوند ، سپاه به تعقيب اين دو مرد مى پردازد ومهدى به سان روش موسى ( ع ) بينمناك از آن شهر ( مدينه ) خارج گشته تا اينكه وارد مكه مى شود ، سپاه او آورده تا آنكه در بيداء فرود ميآيند وآن سپاه هملات ( هلال ) است كه در زمين فرومى روند وجز كس كه خبر فرو رفتن آنها را ببرد ، هيچكس زنده نمى ماند ، وقائم ( ع ) بين ركن ومقام ميايستد ونماز مى گزارد ، و به اتفاق وزيرش راه مى افتد و مى گويد : اى مردم ، بر ضد كسانى كه به ما ستم روا داشته وحق ما را غصب كردند ، از خدا كمك مى طلبيم . هركس دربارهء خدا [ نسبت با خدا ] با ما محاجه نمايد ، من به خدا سزاوارترم . هركس در باره آدم ( ع ) [ نسبت با آدم ] با ما محاجه كند ، من سزاوارترين مردم به آدم ( ع ) هستم هر كس در بارهء نوح ( ع ) [ نسبت با نوح ] با ما محاجه نمايد ، من سزاوارترين شخص به نوح ( ع ) هستم هر كس در باره ابراهيم ( ع ) [ نسبت با او ] با ما محاجه كند ، من سزاوارترين فرد به ابراهيم ( ع ) هستم . هركس دربارهء محمد ( ص ) [ نسبت با او ] با ما محاجه نمايد ، من سزاوارترين شخص به محمد صلى الله عليه وآله هستم هركس درباره نسبت با پيامبران با ما محاجه كند ، ما سزاوارترين مردم نسبت به پيامبران هستيم .
هر كس در بارهء كتاب خدا با ما به محاجه بپردازد ، ما سزاوارترين مردم به كتاب خدا ( قرآن ) هستيم . ما وهمه مسلمانان امروز گواهى مى دهيم كه ما مورد ظلم وستم قرار گرفته وآواره شديم ، برضد ما شوريدند ، واز شهر وديار واموال واهل خود بازمانده ومغلوب شديم ، بخدا سوگند ، سيصد وسيزده مرد خواهند آمدكه پنجاه زن ميان آنهاست ، بدون وعدة قبلى همه به سان ابرهاى پاييزى پى درپى آمده ودر مكه گردى آيند واين آيهء شريفه اى است خداوند ميفرمايد " هر كجا باشيد ، خداوند همگى شما را گردمىآورد ، براستى كه خدا بر هر كارى تواناست " مردى از آل محمد صلى الله عليه وآله مىگويد : " وهي القرية الظالمة اهلها " وپس آنحضرت به اتفاق سيصد وسيزده نفر خروج نموده وآنان ميان ركن ومقام با آن حضرت بيعت مى كنند ، عهدنامهء رسول اكرم ( ص ) وپرچم وسلاح او در دست آن حضرت ووزيرش نيز با اوست ، منادى در مكه نام او وظهورش را از آسمان ندا مى كند ، بگونه اى كه همهء زمينيان آن صدا را مى شنوند ، نام او نام پيامبر است ، اگر باور برخى چيزها برايتان مشكل باشد ، عهدنامهء پيامبر ( ص ) وپرچم وسلاح آن حضرت ونفس زكيه از فرزندان حسين برشما مشكل نخواهد بود ، اگر باور اين معناهم برايتان دشوار باشد ، صداى آسمانى به نام وظهور وقيام او ، برايتان دشوار نيست . از منحرفين آل محمد ( ص ) بپرهيز ، زيرا آل محمد وعلى درفشى ، وديگران نيز درفش هائى دارند ، بر پا واستوار بمان واز هيچيك آنان هرگز پيروى نكن ، تا آنكه مردى را از فرزندان حسين ( ع ) ملاحظه كنى ، او عهد نامهء رسول خدا ( ص ) ودرفش وسلاح او را با خود دارد ، زيرا عهد نامهء پيامبر ( ص ) نزد على بن حسين وسپس نزد محمد بن علي ( باقى است وخداوند هرچه خواهد انجام مى دهد ، با اينان هميشه ملازمه باش ، واز كسانى كه برايت گفتم بيرهيز ، اگر مردى از آنان بهمراه سيصد وسيزده تن خروج كرد ودرفش رسول خدا ( ص ) را با خود داشت " . . . رهسپار مدينه شده تا آنكه از بيداء عبور مى كند ، ومى گويد : اين جا مكان گروهى است كه بزمين فرو رفته اند واين معناى آيهء شريفه است كه :
" أفأمن الذين مكروا السيئات ان يخسف الله بهم الأرض أو يأتيهم العذاب من حيث لا يشعرون أو يأخذهم في تقلبهم فما هم بمعجزين " وآنگاه كه وارد مدينه شد ، محمد شجرى را طبق سنت وشيوهء يوسف ( ع ) بيرون مىراند ، وسپس به كوفه مىآيد ودر آنجا تا خدا بخواهد درنگ مى كند تا برآنها غالب مىآيد ، وسپس حركت نموده تا با همراهانش وارد عذراء مى شود ، وتعدد بسيارى از مردم به او مى پيوندند ، وسفيانى در آنروز در وادى رمله بسر مى برد ، تا اينكه با يكديگر برخورد مى كنند وآنروز روز ابدال است ، گروهى از مردم كه با سفيانى بوداند در زمره پيروان آل محمد در مى آيند وگروهى كه با آل محمد ( ص ) بوده اند به سفيانى مى پيوندند وهر گروهى از مردم به سمت درفش خود مى روند و آنروز ، روز ابدال است ، امير المؤمنين ( ع ) فرمود درآن روز سفيانى وهمراهانش كشته مى شوند بگونه اى خبر دهنده اى هم از آنها باقى نمى ماند ، كسى كه در آنروز از غنايم قبيلهء كلب محروم شود ، ناكام مانده است ، سپس حضرت وارد كوفه مى شود ومنزلش در آن شهر است ، همه غلامان مسلمان را خريده وآزاد مى كند ، بدهى بدهكاران را مى پردازد ، هر مالى كه با ستم از كسى گرفته شده باشد آنرا برمى گرداند ، هر غلامى كه از آنان كشته شود بهاى آنرا بعنوان ديه به اهلش مى پردازد ، و هركس كشته شود ، بدهى او را پرداخته وخانواده اش را اداره مى كند ، او واهل بيتش در رحبه بسر مىبرند ، ( ورحبه محل سكونت نوح ( ع ) بوده وسرزمينى پاك ومطهر است ) هيج فردى از خاندان محمد ( ص ) سكونت نمى كند وكشته نمى شود مگر در سرزمين پاك ومطهر ، زيرا آنان اوصياى پاك پيامبراند "

1452 - المصادر :
* : العياشي : ج 1 ص 64 ح 117 - عن جابر الجعفي عن أبي جعفر عليه السلام يقول : -
وفي : ص 244 ح 147 - عن جابر الجعفي قال : قال لي أبو جعفر عليه السلام : - قسما منه .
وفي : ج 2 ص 261 ح 34 - عن إبراهيم بن عمر ، عمن سمع أبا جعفر عليه السلام : - قسما منه .
* : النعماني : ص 279 ب 14 ح 67

 

* حديث شماره : 186 *
* ابن عون ، از نافع ، از ابن عمر ، نقل كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : خدايا در شام ما به ما بركت عنايت كن ، خدايا براى ما در يمن ما بركت ده ، گفتند : و در نجد ما ، حضرت فرمود : خدايا براى ما در شام ما ، بركت ده ، خدايا براى ما در يمن ما ، بركت عطا كن گفتند : ودر نجد ما ، حضرت فرمود : در آنجا ( در نجد ) زلزله ها و فتنه هاست از نجد شاخ شيطان ( فتنه ) پديدار مىشود .
186 - المصادر :
* : أحمد : ج 2 ص 118 –

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 7:57  توسط ddddd12  | 

سفياني= 01

*حديث شماره : 632 *
* از علي عليه السلام : فرزند خورنده ي جگرها ( مراد سفيانى است كه از فرزندان هند جگر خوار مى باشد ) از محلى به نام ، يابس ، خروج كرده متوسط القامة بوده وصورتى وحشى وهيكلى بزرگ وچاق داشته كه در صورت او اثر آبله ديده مى شود وزمانى كه به او نگاه كنى خيال مى كنى يك چشم است . اسم او عثمان ونام پدرش عتبه‌‌
[عنبسه] واز نسل ابو سفيان مى باشد ووارد دمشق شده وبر آن مسلط مى گردد .
632 - المصادر :
* : كمال الدين : ج 2 ص 651 ب 57 ح 9

* حديث شماره : 720 *
* حذلم بن بشير روايت كرده و مي گويد : به امام زين العابد ين عليه السلام عرض كردم : كه خروج حضرت مهدى عليه السلام را برايم تعريف نما ، حضرت فرمود : قبل از قيام آن حضرت شخصى خروج خواهد كرد به نام عوف السلمى در سرزمين جزيره ( حجاز ) و منزلش در ، بكريت ، بوده ودر مسجد دمشق كشته خواهد شد . بعد از آن شعيب بن صالح از سمرقند خروج كرده وبعد از آن سفيانى ملعون از وادى ، يابس ، از فرزندان عتبه بن ابى سفيان ، خروج خواهد كرد . هنگامي كه سفيانى خروج كند حضرت مهدى عليه السلام مخفى مي گردد .
720 - المصادر :
* : غيبة الطوسي : ص 270

* حديث شماره : 804 *
*
ابو ايوب خزاز ، از محمد بن مسلم ، از امام باقر عليه السلام نقل كرده كه فرمود : رنگ چهره ي سفيانى ، قرمز وبور وچشمانش آبى رنگ مى باشد ، او هرگز خدا را نپرستيد ، ومكه ومدينه را نديده است مى گويد : اى خدا خونخواهى وآتش ، خونخواهى وآتش ( شايد منظور اينست كه مى خواهم خون اجداد خود ( يزيد ومعاويه وابو سفيان و . . . ) را بگيرم حتى اگر به جهنم وآتش بروم )
804 - المصادر :
* : النعماني : ص 306 ب 19 ح 18

* حديث شماره : 633 *
*
از علي عليه السلام : سفيانى از فرزندان خالد بن يزيد بن ابى سفيان است كه داراى هيكل وجثه اى بزرگ بوده كه در صورتش آثار آبله ودر چشمش نقطه اى سفيد مى باشد كه از ناحيه اى از شهر دمشق كه ، يابس ، ناميده مى شود در ميان هفت نفر كه يكى از آنها نيز پرچم دارد خروج مى نمايد ، طرفداران آن اعتقاد به پيروزى آن پرچم دارند ، در جلو ان پرچم ترس ووحشت نمايان بوده وهر كس كه بخواهد بطرف آن برود ، با ديدن آن فرارى مى گردد .
633 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 75

* حديث شماره : 344 *
*
ابو سلمه ، از ابوهريره روايت كرده كه حضرت فرمود : مردى از دمشق خروج مى نمايد به نام سفيانى كه تمامى قبيله ي كلب از او پيروى مى نمايند ، او كشتار مى كند تا آنجا كه شكم زنان را مى درد وبچه ها را به قتل مى رساند . آنگاه يمنيها ( قبائل قيس ) جمع مي شوند تا با سفيانى بجنگند ، اما سفيانى آنها را كشته بطورى كه هيچ كس پناهى نمى يابد . سپس مردى از اهل بيت من در حره ، ( منطقه اى در مدينه ) خروج مي نمايد و خبر او كه به سفيانى مي رسد . سپاهى به سوى او مي فرستد ، اما آنها شكست خورده ، وخود سفيانى با همراهانش بسوى او حركت مى كند ، ولى هنگاميكه به بيداء ، مي رسند زمين آنها را در كام خود فرو مىبرد ، وهيچكس از آنان باقى نمي ماند جز كسى كه خبر فرورفتن آنها را مى آورد .

----- وسفيانى بس است براى شما كه از دشمنانتان انتقام گرفته و او از نشانه هاى شما ( از علامات ظهور حضرت مهدى عليه السلام ) مي باشد ، و پس از خروج آن فاسق ( سفيانى ) چنانچه شما يك يا دو ماه